تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 369

مساهمون:

ص٣٦٩
( 1 ) چه خواب خوبى ديده‌اى . ابو سعيد مىگويد : روز جنگ يمامه او را ديدم كه به انصار مىگفت غلافهاى شمشيرها را بشكنيد و خود را از ديگران جدا سازيد و مىگفت فقط انصار با يك ديگر باشيم . چهار صد تن از انصار بدون اينكه هيچ كس ديگرى ميان ايشان باشد جمع شدند . عباد بن بشر و ابو دجانه و براء بن مالك پيشاپيش ايشان حركت مىكردند و خود را به در باغ رساندند و جنگى سخت كردند و عباد بن بشر كشته شد ، خدايش رحمت كناد . ابو سعيد خدرى مىگويد : بر سر و صورتش چندان ضربه خورده بود كه نخست نشناختم و او را از نشانه‌اى كه در بدن داشت شناسايى كردم .

سلمة بن ثابت

سلمة بن ثابت بن وقش بن زغبة بن زعوراء بن عبد الاشهل . مادرش ليلى دختر يمان است . يمان همان حسيل بن جابر است . مادر سلمة خواهر حذيفة بن اليمان است و آنان همپيمان بنى عبد الاشهل بوده‌اند . سلمه بن ثابت در جنگ بدر و احد شركت كرد و در جنگ احد كه در شوال و سى و دومين ماه هجرت بود شهيد شد . ابو سفيان بن حرب بن اميه او را شهيد كرد . پدرش ثابت و عمويش رفاعه هم در همان جنگ احد و در التزام ركاب پيامبر ( ص ) شهيد شدند . از سلمة بن ثابت نسلى باقى نمانده است و نسل وقش بن زغبة همگى منقرض شده‌اند و هيچ كس از آنان بر جاى نيست . [ 1 ]

رافع بن يزيد

رافع بن يزيد بن كرز بن سكن بن زعوراء بن عبد الاشهل . مادرش عقرب دختر معاذ و خواهر
هامش
[ 1 ] . واقدى در مغازى نام ثابت بن وقش را در شهداى احد ثبت نكرده است ولى نام برادرش عمرو را آورده است . در سيره ابن هشام هم پس از آنكه نام اين دو برادر را در شهيدان احد آورده است مىگويد : عاصم بن عمر بن قتاده چنين پنداشته كه پدرشان هم همان روز شهيد شده است . ر ك : واقدى ، مغازى ، ج 1 ، ص 300 و ترجمهء آن به قلم اين بنده و به ابن هشام ، سيره ، ج 3 ، 1355 قمرى ، ص 129 مراجعه فرماييد - م .