( 1 ) بعد او را خواست و گفت : اى مجمع به خاطر دارم كه مردم دربارهء تو چه مطالبى مىگفتند .
گفت : اى امير المؤمنين جوان بودم و غافل اما امروز بينا شده و همه چيز را شناختهام . عمر دربارهء او از مردم پرسيد ، گفتند : چيزى جز خير و نيكى از او نمىدانيم . او قرآن را جمع مىكند و اكنون فقط چند سوره باقى مانده كه تمام شود . در اين هنگام عمر او را بر ديگران مقدم داشت و او را به امامت مسجد بنى عمرو بن عوف گماشت و هيچ مسجدى شناخته نشده است كه در آن براى امامت منافسه كرده باشند ، آن چنان كه در اين مسجد انجام شده است .
مجمع در مدينه به روزگار حكومت معاويه بن ابى سفيان درگذشته است و نسلى از او باقى نمانده است .
ثابت بن وديعه
ابن خذام بن خالد بن ثعلبة بن زيد بن عبيد بن زيد بن مالك بن عوف بن عمرو بن عوف .
مادرش امامة دختر بجاد بن عثمان بن عامر بن مجمع بن عطاف بن ضبيعة بن زيد است .
فرزندان ثابت بن وديعه عبارتاند از : يحيى و مريم و مادرشان وهبة دختر سليمان بن رافع بن سهل بن عدى بن زيد بن امية بن مازن بن سعد بن قيس بن ايهم بن غسان از ساكنان رابخ و از همپيمانان خاندان زعوراء بن جشم برادر عبد الاشهل بن جشم است و آنان هم در شمار بنى عبد الاشهل هستند . كنيهء ثابت ، ابو سعد است و پدرش وديعة بن خذام از منافقان بوده است .
عبد الله بن نمير از ابو معشر ، از سعيد مقبرى ، از پدرش ، از ابن ابى وديعه كه از اصحاب پيامبر ( ص ) است نقل مىكند * پيامبر فرمودهاند : هر كس روز جمعه غسلى همچون غسل جنابت انجام دهد و اگر عطر و روغن داشته باشد بر خود بزند و بهترين جامهء خويش را بپوشد و در صف جماعت هم ميان دو كس فاصله نيندازد و چون امام آمد براى او سكوت كند ، گناهان از جمعهء تا جمعهء ديگرش آمرزيده مىشود . سعيد مىگويد : اين حديث را براى ابن حزم گفتم ، گفت : پدرت اشتباه كرده است ، بلكه گناهان ميان دو جمعهاش و چهار روز علاوه بر آن آمرزيده مىشود .