( 1 ) دارى ؟ گفت : انگشترى است كه تهيه كردهام ، فرمود : بده ببينم . خالد انگشتر را داد ، جنس آن آهن و داراى روكش نقره بود . پيامبر فرمود : نقش نگين آن چيست ؟ گفت : محمد رسول الله . گويد ، پيامبر ( ص ) آن انگشتر را براى خود گرفت و همان انگشتر در دست ايشان بود .
احمد بن محمد ازرقى مكى از عمرو بن يحيى بن سعيد قرشى ، از جدش نقل مىكرد * عمرو بن سعيد بن عاص هنگام مراجعت از حبشه به حضور پيامبر ( ص ) آمد ، فرمود : اين چيست كه در انگشت دارى ؟ گفت : حلقهيى است . فرمود : نقش آن چيست ؟ گفت : محمد رسول الله . گويد ، پيامبر ( ص ) آن را براى خود گرفت و تا هنگام رحلت همان در دست رسول خدا بود ، سپس تا هنگام مرگ ابو بكر در دست او بود و آن گاه تا هنگام مرگ عمر در دست او بود و بعد در اختيار عثمان قرار گرفت ، و هنگامى كه دستور داده بود چاهى براى اهل مدينه به نام چاه اريس حفر كنند و خود بر لبهء چاه نشسته بود آن انگشتر در چاه افتاد ، و آنچه جستجو كردند نيافتندش . گويد ، عثمان عادت داشت كه آن انگشتر را زياد از دست خود بيرون مىآورد و دوباره به دست مىكرد .
نقش انگشتر پيامبر ( ص )
عبد الله بن ادريس اودى از هشام ، از ابن سيرين نقل مىكند * نقش انگشترى رسول خدا ( ص ) « بسم الله محمد رسول الله » بود .
محمد بن عبد الله انصارى و پدرم از ثمامة ، از انس بن مالك نقل مىكنند كه مىگفته است * نقش نگين انگشتر - مهر - رسول خدا ( ص ) محمد رسول اللّه و در سه سطر بوده است محمد ( ص ) يك سطر ، رسول سطر دوم و الله سطر سوم .
اسماعيل بن ابراهيم اسدى از عبد العزيز بن صهيب ، از انس بن مالك نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) براى خود انگشترى ساخت و فرمود انگشترى ساختيم و بر آن چيزى نقش كرديم و هيچ كس نبايد چيزى بر آن نقش كند - ظاهرا با توجه به روايت بعد منظور اين است كه نبايد كسى بر انگشتر خود آنچه بر انگشتر من نقش است نقش كند .
محمد بن عبد الله انصارى و عبد الوهاب بن عطاء عجلى هر دو از ابن جريج ، از حسن