تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 429

مساهمون:

ص٤٢٩
( 1 ) مومل بن اسماعيل از سفيان ، از ابن جريح ، از عطاء ، يا غير از عطاء از ابن يعلى ، از پدرش نقل مىكند كه مىگفته است * پيامبر ( ص ) را در حال طواف ديدم كه حوله سبز بر دوش داشت و شانه چپ خود را پوشيده و شانه راستش برهنه بود .

جامه پشمين

يزيد بن هارون و مسلم بن ابراهيم و سعيد بن سليمان ، همگى از سليمان بن مغيرة ، از حميد بن هلال ، از ابو بردة نقل مىكردند كه مىگفته است * پيش عايشه رفتيم ازارى خشن و درشت و ردايى همچنان كه ساخت يمن بود بيرون آورد و سوگند خورد كه رسول خدا ( ص ) در آن جامه‌ها قبض روح شده‌اند . همين دو نفر و فضل دكين از همام بن يحيى ، از قتادة ، از مطرف ، از عايشه نقل مىكردند كه مىگفته است * براى پيامبر ( ص ) بردى پشمى و سياه دوخته شده و آن را پوشيد ، عايشه در اين موقع صحبت از سپيدى پيامبر ( ص ) در قبال آن جامه سياه كرد و گفت : همين كه پيامبر در آن برد سياه عرق فرمود بوى پشم بلند شد كه آن را خوش نمىداشت و همواره شيفته بوى خوش بود . محمد بن حرب مكى از ابراهيم بن اسماعيل بن ابو حبيبة ، از عبد الله بن عبد الرحمن بن فلان بن صامت نقل مىكرد * پيامبر ( ص ) در مسجد بنى عبد الاشهل در عبايى پشمى نماز گزارد و مخصوصا دستهاى خود را روى آن مىنهاد كه از سرماى ريگها محفوظ باشد . اين روايت از طريق عبد الله بن مسلمة بن قعنب ، از قول پير مردان قبيله بنى عبد الاشهل هم نقل شده است . عبد الله بن مسلمة بن قعنب و سعيد بن منصور و خالد بن خداش ، همگى از عبد العزيز بن ابو حازم ، از پدرش ، از سهل بن سعد نقل مىكنند * بانويى براى پيامبر ( ص ) بردى پشمى كه داراى حاشيه بود آورد . سهل از حضار پرسيد : مىدانيد برد چيست ؟ گفتند : آرى لباس سراسرى كه به خود مىپيچند . گفت : آرى . گويد ، آن زن گفت : اى رسول خدا اين را به دست خود بافته و آورده‌ام بر تو بپوشانم . و پيامبر ( ص ) آن جامه را كه سخت به آن محتاج بود گرفت و پوشيد و آن را ازار خود قرار داده بود . فلان كس آن را براى فلانى تعريف كرد ، و او به پيامبر ( ص ) گفت : اى رسول خدا اين جامه چه خوب است آن را به من بدهيد .
الطبقات الكبرى ( فارسي ) — صفحة 429 | محمود مهدوى دامغانى / ابن سعد