- 7 -
( 1 ) على بن حجر ، از شعيب بن صفوان « 1 » ، از عبد الملك بن عمير « 2 » ، از اياد بن لقيط عجلى « 3 » ، از ابو رمثة تيمى « 4 » براى ما نقل كرد كه مىگفته است : همراه يكى از پسرانم به حضور پيامبر رسيدم . پسر مىگويد : همين كه پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم را به من نشان دادند و آن حضرت را ديدم . گفتم آرى اين پيامبر خداست . دو برد سبز بر تن داشت و بالاى موهايش سپيد شده بود كه با رنگ سرخ ، رنگ شده بود و به سرخى مىزد . « 5 »
- 8 -
( 2 ) احمد بن منيع ، از ابو الحسن سريج بن نعمان بغدادى جوهرى « 6 » ، از حمّاد بن سلمة « 7 » ، از سماك بن حرب ، براى ما نقل كرد كه مىگفته است ، به جابر بن سمرة گفته شد ؛ آيا در سر پيامبر صلّى اللّه عليه و سلم موى سپيد وجود داشت ؟ گفت : در سر آن حضرت ، جز چند تار موى سپيد در وسط آن وجود نداشت كه هرگاه بر سر خود روغن مىزد ، درخشش روغن آن را مىپوشاند و ديده نمىشد « 8 » .
هامش
( 1 ) . از مردم ثقيف ساكن كوفه است كه مسلم فقط يك حديث از او نقل كرده است و ابن حجر مىگويد احاديث او پذيرفته است .
( 2 ) . عبد الملك ، با آنكه عالم و سخنور بوده است ولى حافظهاش دگرگون شده است و بدين سبب گروهى حديث او را مضطرب شمردهاند . با وجود اين هر شش مؤلف صحاح ، احاديث او را پذيرفته و نقل كردهاند . او به سال 136 در حالى كه حدود يكصد سال داشته است درگذشته است .
( 3 ) . ذهبى اياد را ثقه دانسته است . بخارى احاديث او را در كتاب تاريخ و مسلم ، احاديث او را در صحيح خود آوردهاند .
( 4 ) . ابو رمثه ، كه در مورد نام او اختلاف بسيار است ، از قبيله تيم الرباب است . ابن عبد البر در الاستيعاب ، در حاشيهء صفحهء 70 ، جلد 4 ، الاصابة مىنويسد كه او همراه پسرش به حضور پيامبر ( ص ) رسيده است و مىگويد اياد بن لقيط هم از او روايت كرده است .
( 5 ) . ابن سعد در طبقات ( ترجمهء جلد اول صفحه 451 ) ضمن بيان جامهء سبز رسول خدا ( ص ) ، بخشى از اين روايت را كه پوشيدن دو برد سبز بوده است ، آورده است . نويرى هم در نهاية الارب ( ترجمه جلد سوم صفحه 254 ) همين مطلب را نقل كرده است كه ظاهرا مأخذ او همين كتاب طبقات است .
( 6 ) . اصل اين مرد از خراسان است . بخارى و ديگران احاديث او را نقل كردهاند ، او به سال 217 هجرى درگذشته است .
( 7 ) . از محدثان پارساى بصره كه عمرو بن عاصم مىگفته است ده و چند هزار حديث از او نوشتهام . بخارى در كتاب تاريخ و مسلم و ديگران ، در صحاح خود احاديث او را آوردهاند . او به سال 167 هجرى درگذشته است .
( 8 ) . اين روايت را ابن سعد در طبقات ( ترجمهء جلد اول صفحهء 434 ) و بيهقى در دلائل النبوّة ( ترجمهء جلد اول ، صفحهء 131 ) آوردهاند .