بر پشت آن حضرت پاره گوشتى برآمده و سر زده از پوست بود . « 1 »
- 8 -
( 1 ) ابو الاشعث احمد بن مقدام عجلى بصرى « 2 » ، از حمّاد بن زيد « 3 » ، از عاصم احول « 4 » ، از عبد الله بن سرجس « 5 » ، براى ما نقل كرد كه مىگفته است : به حضور رسول خدا صلى اللّه عليه و سلم كه ميان گروهى از ياران خود بود رفتم و از پشت سر آن حضرت دور زدم . دانست كه چه مىخواهم ، رداى خويش را از پشت خود افكند و من جايگاه مهر نبوت را بر دوشهاى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم ديدم ، چون تودهاى به اندازهء كف دستى بود و اطراف آن خالهايى چون زگيل وجود داشت . از پشت سر پيامبر صلى اللّه عليه و سلم به جلو ايشان برگشتم و گفتم اى رسول خدا ، خدايت بيامرزاد ، فرمود : و ترا هم بيامرزاد . مردمى كه عبد الله بن سرجس براى آنان سخن مىگفت ، گفتند : آيا رسول خدا براى تو آمرزش خواهى فرمود ؟ گفت : آرى و براى شما هم ، و سپس اين آيه را خواند
« وَ اسْتَغْفِرْ لِذَنْبِكَ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ الْمُؤْمِناتِ »
« 6 » ، « و طلب آمرزش كن براى لغزش خود و براى مردان و زنان گرونده » . « 7 »
هامش
چاپى است .
( 1 ) . خبر ابو سعيد خدرى را بيهقى در دلائل النبوه ، ترجمهء جلد اول صفحه 138 و مرحوم علامه مجلسى در بحار الانوار جلد شانزدهم صفحه 177 چاپ جديد آوردهاند .
( 2 ) . بخارى و نسايى احاديث ابو الاشعث را نقل كردهاند . او به سال 253 درگذشته است .
( 3 ) . حماد ، از محدثان و فقيهان بصره و درگذشته به سال 179 در سن هشتاد و يك سالگى است .
( 4 ) . عاصم ، با آنكه حافظ حديث بوده است ، به مناسبت پذيرفتن حكومت مورد سرزنش برخى از بزرگان بوده است . او درگذشته به سال 141 يا 142 هجرى است .
( 5 ) . از اصحابى است كه افتخار ديدن و گفتگوى با پيامبر ( ص ) را داشته است . ابن سعد در طبقات از او نام نبرده است .
ابن اثير در صفحه 171 ، جلد 3 اسد الغابة و ابن حجر در الاصابة ذيل شماره 4705 نام او را آوردهاند . ابن حجر نوشته است كه او مهر نبوت را ديده است .
( 6 ) . بخشى از آيهء 21 سورهء چهل و هفتم ( محمد ص ) ، ترجمه از تفسير ابو الفتوح رازى است .
( 7 ) . روايت عبد الله بن سرجس را بيهقى در دلائل النبوّة جلد اول صفحهء 193 ، چاپ مدينه ( صفحهء 137 ترجمه جلد اول ) با تفاوتهايى آورده است . از جمله آنكه نام پدر عبد الله را به صورت سرخس نقل كرده و گفته است : كه همراه پيامبر نان و گوشت تريد خورده است . بيهقى سپس مىگويد اين خبر را مسلم هم در صحيح خود با سلسله اسناد خويش از عاصم احول از عبد الله نقل كرده است .
در پايان اين بخش تذكر اين نكته براى خوانندگان گرامى خالى از لطف نيست كه روايات ديگرى هم در مورد مهر نبوت در كتابهاى شيعه و اهل سنت آمده است كه ترمذى به هر جهتى كه بوده ، نقل نكرده است . براى اطلاع از نمونههاى آن مىتوان به روايتى كه ابن شهر آشوب در صفحه 29 ، جلد اول مناقب آل ابى طالب ، چاپ قم ، آورده است مراجعه كرد كه فرشتهاى از فرشتگان پس از تولد رسول خدا با مهرى ميان شانههاى پيامبر ( ص ) را مهر كرده است . به نقل از همان كتاب در صفحهء 177 ، جلد شانزدهم بحار الانوار ، چاپ جديد آمده است كه هرگاه