آنچه درباره اسامى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم آمده است
شيخ على قارى در مقدمه اين باب نوشته است ، مقصود از اسامى پيامبر صلى اللّه عليه و سلم الفاظى است كه بر آن حضرت چه به صورت نام خاص و علم و چه به صورت بيان اوصاف ايشان اطلاق شده است . ابو بكر بن العربى در كتاب خود كه نام آن الاحوذى فى شرح جامع الترمذى است ، از قول برخى از راويان نقل كرده است كه خداوند را هزار اسم است و رسول خدا را هم هزار اسم است . آنگاه خود شصت و چند نام و صفت را به طور مفصل بيان داشته است . ترمذى نه نام را نقل كرده است . سيوطى هم رساله مستقلى در مورد نامها و صفات رسول خدا تأليف كرده است و نام آن را البهجة السنيّة نهاده است و در آن نزديك به پانصد نام و صفت را نقل كرده است . من هم خلاصهاى از آن را كه نود و نه نام و صفت است فراهم آوردهام و منظور اين است كه بسيارى نام و صفات شخص دليل شرف و بزرگى اوست .
- 1 -
( 1 ) سعيد بن عبد الرحمن مخزومى و تنى چند از مشايخ ما همگان از قول سفيان ، از زهرى ، از محمد بن جبير بن مطعم ، از پدرش يعنى جبير بن مطعم « 1 » نقل مىكنند كه مىگفته است : پيامبر صلى اللّه عليه و سلم فرموده است مرا نامهايى است ، من محمدم و احمدم ، و من ماحىام كه خداوند كفر را با من محو مىفرمايد . من حاشرم كه مردم همگان از پى من
هامش
( 1 ) . جبير ، از اشراف و بزرگان قريش است كه در فاصله صلح حديبيه و فتح مكه يا در فتح مكه مسلمان شده است و به روزگار حكومت معاويه درگذشته است . به الاصابة ، ابن حجر ، شماره 1091 جلد اول ، صفحهء 225 مراجعه فرماييد .