تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دلائل النبوة ومعرفة أحوال صاحب الشريعة ( فارسي ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
( 1 ) حارث است در جنگ احد قاتل پدر خود را كه مسلمان بود كشت و به فرمان رسول خدا گردن حارث بن سويد را زدند ، در اين مورد به ص 99 بخش دوم ج 3 طبقات ابن سعد مراجعه كنيد . 23 صفحه 124 « داستان سعد بن معاذ و سعد بن عباده » همين ابيات و مطالب به نقل از مناقب ابن شهر آشوب در صفحات 91 و 92 ج 18 بحار الانوار آمده است با اين تفاوت مختصر كه ابو سفيان گفت مقصود سعد بن معاذ و سعد بن عباده‌اند . 24 صفحه 125 و صفحه 132 « عقبه اول و دوم و بيعت انصار » مراجعه فرماييد ، به صفحات 145 تا 150 بخش اول جلد اول طبقات ابن سعد چاپ ادوارد زاخاد بريل 1332 هجرى قمرى ، و صفحات 70 تا 95 ج دوم سيره ابن هشام ، و صفحات 80 تا 88 ترجمه اعلام الورى طبرسى ، و صفحات 37 - 38 تاريخ يعقوبى جلد دوم چاپ بيروت و صفحات 23 و 24 و 26 ج 19 بحار الانوار و صفحات 627 تا 630 جلد دوم از كتاب اول « جلد عيسى ( ع ) » ناسخ التواريخ چاپ اول و صفحات 646 تا 648 همان جلد از همان كتاب . 25 صفحه 143 « افرادى كه قبل از پيامبر ( ص ) به مدينه هجرت كردند » . در منابع قديمى ، ابن هشام به طور مشروح و مفصل در باره مهاجران نخستين به مدينه صحبت كرده است ، و نخستين كس ابو سلمه است ، صفحات 112 تا 122 ج 2 سيره چاپ مصر . محمد بن سعد در طبقات ص 152 بخش اول جلد يكم چاپ بريل روايت اول اين فصل را آورده است و او هم مىگويد نخستين كس از اصحاب رسول خدا كه به مدينه هجرت كرد ابو سلمه بود و پس از او عامر بن ربيعه همراه همسرش ليلى دختر ابى حثمه ، مسأله عهده دارى پيشنمازى سالم هم در همين صفحه طبقات آمده است . اعزام مصعب بن عمير به مدينه و ملقب شدن او به مقرى در اعلام الورى طبرسى ص 82 ترجمه كتاب مذكور و ص 25 ج 19 بحار ثبت است . درباره اينكه آيه
« قُلْ يا عِبادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا »
شأن نزولش در مورد جماعتى كه اسلام آورده بودند و از آن برگشته بودند در تفاسير شيعى كه در دسترس اين بنده بود فقط ابو الفتوح رازى ( ص 412 ج 9 ) اين مطلب را آورده است . 26 صفحه 146 « مكر مشركان به رسول خدا ( ص ) . . . » در اعلام الورى طبرسى هم آمده است كه فاصله ميان بيعت انصار و هجرت رسول به مدينه سه ماه بوده است و هجرت در ماه ربيع الاول صورت گرفته است . مطالب مربوط به آيه 30 سوره هشتم ( انفال ) و مكر مشركان نسبت به رسول خدا ( ص ) و اجتماع آنها در دار الندوة و شركت ابليس به صورت پيرمرد نجدى و پيشنهاد او براى كشتن رسول خدا ( ص ) در عموم تفاسير شيعى هم به همين صورت آمده است ( ص 108 ج 5 تبيان طوسى چاپ