استيناف ، مفعول دوم مقدم ، فعل امر و فاعل ، مفعول اول ، مضاف اليه ، متعلق به محذوف حال براى مضاف اليه ، شرطيه ، فعل شرط مضارع و فاعل جواب شرط محذوف است ، خبر براى مبتداى محذوف ، عطف به مجرور .
به حرف مدّ ، تبديل كن ، دومى از دو همزه را از يك كلمه ، اگر ساكن باشد ، مثل اثر و اؤتمن .
950
ان يفتح إثر ضمّ او فتح قلب * واوا و ياء اثر كسر ينقلب
شرطيه ، مضارع مجهول و نايب فاعل فعل شرط ، ظرف متعلق به مضارع ، مضاف اليه ، عطف به ضمّ ، ماضى مجهول جواب شرط و نايب فاعل ، مفعول دوم ، عطف ، مفعول مقدم ، ظرف متعلق به مابعد ، مضاف اليه ، فعل و فاعل .
اگر مفتوح شود همزهء دوم بعد از ( همزهء داراى ) ضمّه و يا فتحه ، قلب مىشود به واو ( أأخذ و أوخذ ، أأدم و آدم ) و به ياء بعد از كسره قلب مىشود ( مانند ايمّ كه در اصل ءأمم بود ) .
951
ذو الكسر مطلقا كذا و ما يضمّ * واوا اصر ما لم يكن لفظا اتمّ
مبتدا ، مضاف اليه ، حال براى ضمير در خبر ، متعلق به محذوف خبر مبتدا ، عاطفه ، موصول مفعول اول مقدم امر ، مضارع مجهول و نايب فاعل جمله صله ، مفعول دوم مقدم ، فعل امر و فاعل ، مصدريه ظرفيه ، جحد ناقص و ضمير ، خبر لم يكن ، صفت براى خبر .
( همزهء دوم يعنى همزه ) مكسور مطلقا ( بعد از ضمّه و يا فتحه و يا كسره ) ، همچنين است ( يعنى قلب به ياء مىشود مانند أيمّه كه در اصل أئمّه بود ) و آن همزهء دومى را كه مضموم مىشود ، واو بگردان مادام كه لفظى را تمام نكرده باشد ( در آخر كلمه نباشد مانند أأمم و أومّ ) .
952
فذاك ياء مطلقا جا و اؤمّ * و نحوه وجهين في ثانيه امّ
تفريع ، اسم اشاره مبتدا ، كاف خطاب ، حال براى فاعل جاء ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ،