در ضمير هاء در كنته « 1 »
65
كذاك خلتنيه و اتّصالا * اختار غيرى اختار الانفصالا
متعلّق به عامل مقدّر خبر مقدم ، كاف حرف خطاب ، لفظ خلتنيه مبتداى مؤخر ، عاطفه ، مفعول مقدّم اختار ، فعل مضارع فاعل ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، فعل ماضى و فاعل جمله خبر ، مفعولبه ، الف اطلاق .
ضميرى كه مفعول دوّم خلتنيه است نيز همينطور است ( يعنى از نظر مصنّف به صورت ضمير متّصل آورده مىشود . مراد از آن مفعول دوّم فعلى است كه متعدّى به دو مفعول است و مفعول دوم در اصل خبر بوده است ) و اتّصال را در آن ضمير من اختيار مىكنم . غير از من ( سيبويه ) برگزيده است ، قول به انفصال آن را .
يعنى از نظر مصنّف بايد گفت : كنته و خلتنيه ولى از نظر سيبويه بايد گفت : كنت ايّاه و خلت ايّاه .
66
و قدّم الاخصّ فى اتّصال * و قدّ من ما شئت فى انفصال
عاطفه ، فعل امر و فاعل ، مفعولبه ، متعلق به قدّم ، عاطفه ، فعل امر و فاعل و نون تأكيد خفيفه موصول اسمى مفعولبه ، فعل فاعل جمله صله ، متعلّق به قدّمن .
مقدّم كن ضمير اخصّ ( ضمير متكلم اخصّ از ضمير مخاطب و آن هم اخصّ از ضمير غائب است ) را در صورت متّصل آوردن ضمائر ( مانند اعطيتكه ) و مقدّم كن حتما آن ضميرى را كه خودت مىخواهى در صورت منفصل آوردن ضمائر .
67
و فى اتّحاد الرّتبة الزم فصلا * و قد يبيح الغيب فيه وصلا
عاطفه ، متعلّق به الزم ، الرّتبه مضاف اليه ، فعل امر و فاعل ، مفعولبه ، عاطفه ، حرف تقليل ،
هامش
( 1 ) . ( يعنى ضميرى كه خبر كان است )