استيناف ، فعل امر و فاعل ، متعلق به امر ، مضاف اليه ، عطف به صدر ، موصول مضاف اليه ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، مفعول مطلق به تقدير مضاف ( تركيب مزج ) ، عطف به لصدر ، فعل و فاعل و الف اطلاق جمله صفت ثان .
نسبت بده به صدر جمله ( تأبّط شرّا و تأبّطى ) و صدر اسمى كه مركّب مزجى است ( بعلبك و بعلى ) و به جزء دوم كه تمام كرده است ( ادامه دارد ) .
871
اضافة مبدوّة بابن او اب * او ما له التّعريف بالثّاني وجب
مفعول تمّم در بيت قبل ، صفت ، متعلق به صفت ، عطف به ابن ، موصول عطف به اب ، متعلق به وجب ، مبتدا ، متعلق به التّعريف ، فعل و فاعل جمله خبر و جملهء مبتدا و خبر صله .
( و به جزء دوم كه تمام كرده است ) اضافهاى را كه آغاز شده به ابن و يا اب به آن مضافى كه براى آن است آن تعريفى كه به وسيلهء جزء دوم ( مضاف اليه ) ، لازم گرديده ( براى آن مانند : امّ كلثوم و كلثومى ، غلام زيد و زيدىّ ) .
872
فيما سوى هذا انسبن للاوّل * ما لم يخف لبس كعبد الاشهل
متعلق به انسبن ، ظرف متعلق به محذوف صله ، اسم اشاره مضاف اليه ، فعل امر و فاعل و نون تاكيد خفيفه ، متعلق به امر ، مصدريهء ظرفيّه ، جحد مجهول ، نايب فاعل ، خبر براى مبتداى محذوف .
در آن اضافهاى كه غير از اين است ، نسبت بده البته به جزء اول ( مضاف ) ، مادام كه ترسيده نشود اشتباه ، مانند عبد الاشهل ( مثال براى خوف اشتباه كه مىشود اشهلىّ و مثال براى عدم خوف امرىء القيس و امرئىّ ) .
873
و اجبر بردّ اللّام ما منه حذف * جوازا ان لم يك ردّه الف
استيناف ، فعل امر و فاعل ، متعلق به امر ، مضاف اليه ، موصول مفعول ، متعلق به حذف ،