قبول تأخير و تعريف براى آن ( مبتدائى ) كه خبر داده شده است از آن ، در اينجا لازم شمرده شده است .
722
كذا الغنى عنه باجنبىّ او * بمضمر شرط ، فراع ما رعوا
جار و مجرور متعلق به شرط ، مبتدا ، دو جار و مجرور بعدى متعلق به الغنى ، عطف به بأجنبى ، خبر ، فاء تفريع ، فعل امر و فاعل ، موصول مفعول ، فعل و فاعل جمله صله .
همچنين بىنيازى از خبر به سبب اجنبى و يا ضمير ، شرط است ، پس رعايت كن آنچه را كه رعايت كردهاند .
723
و اخبروا هنا بال عن بعض ما * يكون فيه الفعل قد تقدّما
استيناف ، فعل و فاعل ، ظرف مكان متعلق به قبل ، دو جار و مجرور بعدى متعلق به اخبروا ، موصول مضاف اليه ، مضارع ناقص ، متعلق به تقدم ، اسم يكون ، حرف تحقيق ، فعل و فاعل و الف اطلاق جمله خبر و جملهء يكون صله .
خبر دادهاند در اينجا ( اخبار به موصول ) ، به وسيلهء « ال » موصول ، از بعضى از جملهاى كه مىباشد در آن جمله ، فعلى كه مقدم است .
724
ان صحّ صوغ صلة منه لال * كصوغ واق من وقى اللّه البطل
حرف شرط ، ماضى شرط فعل محلا مجزوم . جواب شرط محذوف است ، فاعل ، مضاف اليه ، متعلق به صوغ ، متعلق به صله ، متعلق به محذوف خبر براى مبتداى محذوف ، مضاف اليه ، من حرف جر و قول محذوف مجرور آن ، متعلق به صوغ ، فعل ، فاعل ، مفعول جمله مقول قول محذوف .
اگر جايز باشد ، ساختن صله از آن فعل براى ال موصول ، مانند ساختن واق از وقى اللّه البطل ( حفظ كرد خداوند پهلوان را كه مىشود : الواقيه اللّه البطل ) .