مناداى مضاف به ياء متكلّم
592
و اجعل منادي صحّ ان يضف ليا * كعبد عبدي عبد عبدا عبديا
استيناف ، فعل امر و فاعل ، مفعول اوّل ، فعل و فاعل جمله صفت مفعول ، حرف شرط ، مضارع مجهول فعل شرط و نايب فاعل ، متعلّق به مضارع جواب شرط محذوف است ، متعلّق به اجعل مفعول بواسطه ، چهار كلمهء بعدى عطف به عبد به حذف عاطف .
قرار بده منادائى را كه صحيح الآخر است ، اگر اضافه شود به ياء متكلّم ، مثل يا عبد ، يا عبدى ، يا عبد ، يا عبدا ، يا عبدى ( يعنى پنج وجه در آن جايز است ) .
593
و الفتح و الكسر و حذف اليا استمرّ * في يابن امّ يابن عمّ لا مفرّ
عاطفه ، مبتدا ، عطف به قبل ، واو مع ، مضاف و مضاف اليه عطف به قبل ، فعل و فاعل جمله خبر ، حرف جرّ متعلّق به استمرّ ، حرف نداء با مابعد مجرور به فى بنا بر حكايت ، مناداى مضاف ، جملهء ندا ، عطف به قبل ، لاى نفى جنس ، اسم ، خبر آن موجود محذوف است .
و فتحه و كسره دادن ( به آخر منادى ) همراه با حذف ياء متكلّم ، مستمرّ است در ( مثل يا ابن امّ ، يا ابن عمّ لا مفرّ ( اى پسر مادر من ، اى پسر عموى من هيچ راه فرارى وجود ندارد ) .
در اين موارد ، منادا اضافه شده به امّ و عمّ كه خود مضاف به ياء متكلم هستند ) .
594
و في النّداء ابت امّت عرض * و اكسر او افتح و من التّا عوض
عاطفه ، متعلّق به عرض ، مبتدا ، عطف به ابت به حذف عاطف ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ، فعل امر و فاعل ، عاطفه ، عطف به اكسر ، عاطفه ، متعلّق به عوض ، مبتدا ، خبر .
و در ( هنگام ) ندا ، ابت و امّت ( با تاء تأنيث كه عوض از حذف ياء متكلّم است ) ، عارض شده است و كسره و يا فتحه بده ( تاء تأنيث را ) و تاء تأنيث ياء متكلم محذوف را ، جانشين است .