مبتداست و جملهء بعد از آن ، خبر و يا صفت آن بوده و خبر آن محذوف است .
فعل افعل صورتا امر ، امّا معنا ماضى است .
متعجّبمنه بعد از ما افعل ، منصوب ( بنابر مفعوليّت ) و بعد از افعل ، مجرور به باء زائده است كه در معنا فاعل آن به حساب مىآيد .
حذف متعجّبمنه ، با وجود قرينه جايز است .
دو فعل تعجّب غير متصرّف هستند ، يعنى صيغههاى آنها ، با اختلاف فاعل آن ، تغيير نمىكند .
شرائط ساختن صيغهء تعجّب
1 - از فعل باشد .
2 - ثلاثى مجرد و يا از باب افعال باشد .
3 - متصرّف باشد .
4 - قابل تفاوت باشد .
5 - تامّ باشد .
6 - مثبت باشد .
7 - اسم فاعل آن بر وزن افعل فعلاء استعمال نشده باشد .
8 - معلوم باشد .
براى ساختن صيغهء تعجّب از افعالى كه فاقد شرائط مذكور هستند ، ابتداء فعل تعجّب را از افعال مناسبى همچون قلّ ، كثر ، حسن ، قبح ، شدّ ، ضعف و امثال آن مىسازيم و سپس مصدر فعل فاقد شرط را به صورت منصوب و يا مجرور به باء زائده ( در صيغهء افعل ) ، بعد از آن مىآوريم ، مانند ما اشدّ استخراجا . البتّه در اينجا مىتوان بهجاى مصدر ، خود فعل را با ماء و ان مصدريّه به كار برد ، مانند ما أضعف ما كان . اين كار در فعل منفى و مجهول ، واجب است ، مانند ما أقبح ان لا تقوم .
برخى صيغهء تعجّب ، سماعا از اسم و يا فعل فاقد شرط نقل شده است .
معمول فعل تعجّب ، بر خود فعل تعجّب مقدّم نمىشود و لذا نمىتوان گفت : زيدا ما احسن ايجاد فاصله بين فعل تعجّب و معمول آن بجز در ظرف و جار و مجرور ممنوع است ، مانند ما