و غير صاحب وصفى باشد كه شباهت دارد اشهل را ( يعنى از فعلى كه وصفى بر وزن افعل وصفى نداشته باشد ) و ( فعلى كه ) غير رونده باشد راه فعل را ( يعنى فعل مجهول نباشد ) .
480
و اشدد او اشدّ او شبههما * يخلف ما بعض الشّروط عدما
عاطفه ، لفظ آن مبتداء ، عطف به قبل ، عطف به قبل ، فعل و فاعل جمله خبر ، موصول مفعول ، مضاف و مضاف اليه مفعول مقدّم ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق جمله صله .
و دو فعل اشدد و اشدّ يا شبيه به آن دو ( مانند اكثر و اكثر هنگام ابراز تعجب ) جانشين مىشود آن فعلى را بعضى از شرائط را فاقد است ( مانند ما اشدّ دحرجته كه براى فعل غير ثلاثى ساخته شده است ) .
481
و مصدر العادم بعد ينتصب * و بعد افعل جرّه بالبا يجب
عاطفه ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، ظرف متعلّق به مابعد ، فعل و فاعل جمله خبر ، عاطفه ، مضاف و مضاف اليه ظرف متعلّق به يجب ، مضاف و مضاف اليه مبتداء ، متعلّق به جرّ ، فعل و فاعل جمله خبر .
و مصدر ( فعلى كه ) فاقد شروط ( است ) بعد از اشدّ و مانند آن ، منصوب مىشود و بعد از افعل ( يعنى بعد از اشدد و مانند آن ) جرّ آن مصدر به سبب باء ، واجب شده است .
482
و بالنّدور احكم لغير ما ذكر * و لا تقس على الّذي منه اثر
عاطفه ، متعلّق به مابعد ، فعل امر و فاعل ، متعلّق به ماقبل ، موصول مضاف اليه ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله ، عاطفه ، فعل نهى و فاعل ، متعلّق به ماقبل ، متعلّق به مابعد ، ماضى مجهول و نايب فاعل جمله صله .
و به كم بودن ( ساخت فعل تعجّب ) حكم كن براى غير آنچه كه بيان شده و قياس مكن