472
بها مضافا او مجرّدا و لا * تجرر بها مع ال سما من ال خلا
متعلق به اتّصل در بيت قبلى ، حال براى فاعل اتّصل ، عطف به مضافا ، عاطفه ، فعل نهى و فاعل ، متعلق به ماقبل ، ظرف متعلق به محذوف حال براى ضمير در بها ، مفعول ، متعلق به مابعد ، فعل و فاعل جمله صفت براى سما .
( و آن اسمى را كه متصل شده باشد ) به صفت مشبّهه ، در حالى كه مضاف و يا مجرد ( از ال و اضافه ) باشد ( مانند رأيت الرّجل الحسن وجه الاب ) باشد و جرّ نده به سبب صفت مشبّهه در حالى كه با ال هست ، اسمى را كه از ال خالى است ( ادامه در بيت بعدى ) .
473
و من اضافة لتاليها و ما * لم يخل فهو بالجواز وسما
عطف به من ال در بيت قبلى ، متعلق به اضافة ، عاطفه ، اسم شرط مبتداء ، فعل جحد فعل شرط و ضمير در آن فاعل ، جزائيه ، مبتداء ، متعلق به مابعد ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله خبر و جملهء مبتداء و خبر محلا مجزوم جواب شرط و دو جملهء شرط و جزاء محلا مرفوع خبر براى اسم شرط .
و ( خالى باشد ) از اضافهء به مدخول ال ( يعنى اسمى كه بعد از ال آمده باشد ) و آن اسمى كه خالى نباشد ( از ال و يا اضافهء به مدخول ال ) ، پس به جايز بودن علامت گذاشته شده است .
چكيدهء بحث صفت مشبّهه
تعريف صفت مشبّهه :
عبارت است از وصفى كه اضافهء آن به اسمى كه در معنا فاعل است ، جايز است . اين صفت در دلالت بر كار و كنندهءكار شبيه اسم فاعل است ، مانند طاهر و جميل .
احكام آن :
1 - از فعل لازم ساخته مىشود ، به خلاف اسم فاعل .
2 - براى زمان حال به كار مىرود ، به خلاف اسم فاعل .
3 - در يك مفعول عمل مىكند ، البته معمول آن ، شبيه به مفعول است نه خود مفعول ،