و ( واجب شمردهاند اضافه شدن ) مع را . لغت مع در مع كم است و حكايت شده است فتحه و كسره داشتن ( عين آن در حالتى كه عين آن مبنى بر فتح باشد ) بخاطر سكونى كه متصل مىشود ( به مع مثل مع اللّه ) .
410
و اضمم بناء غيرا ان عدمت ما * له اضيف ناويا ما عدما
استيناف ، فعل امر و فاعل ، مفعول مطلق به حذف مضاف يعنى ضمّ بناء ، مفعول ، حرف شرط ، فعل شرط و فاعل ، موصول اسمى مفعول ، متعلق به مابعد ، ماضى مجهول و نائب فاعل جمله صله ، اسم فاعل منصوب ، حال براى فاعل اضمم و ضمير در حال فاعل آن ، موصول اسمى مفعول ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله صله .
ضمّه بده به عنوان ضمّهء بنائى ، كلمهء غير را ، اگر نداشتى اسمى را كه ( يعنى مضاف اليه ) به آن اضافه شود ( كلمهء غير يعنى اگر مقطوع از اضافه بود ) ، در حالى كه در نيّت دارى آن مضاف اليهى را كه معدوم است .
411
قبل كغير بعد حسب اوّل * و دون و الجهات ايضا و عل
مبتداء ، متعلق به محذوف خبر ، پنج كلمهء بعدى عطف به قبل كه در سه تا حرف عطف حذف شده است ، مفعول مطلق براى فعل محذوف ، عاطفه ، عطف به قبل .
كلمهء قبل مثل غير است ( در احكامى كه گذشت ) و ( نيز ) بعد و حسب و اول و دون و جهات ششگانه همچنين عل .
412
و اعربوا نصبا اذا ما نكّرا * قبلا و ما من بعده قد ذكرا
عاطفه ، فعل و فاعل ، منصوب بنزع خافض و يا حال براى فاعل ، ظرفيهء شرطيهء ، زائده ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله مضاف اليه ، مفعول براى اعربوا ، عاطفه ، موصول اسمى عطف به قبلا ، متعلق به ذكر ، حرف تحقيق ، ماضى مجهول و نائب فاعل و الف اطلاق جمله صله .