جداكردن مضافى را كه شبيه فعل ( يعنى مصدر و يا اسم فاعل ) است ( از مضاف اليه ، به وسيلهء ) آن معمولى كه نصب داده است آن مضاف آن را بنا بر مفعول و يا ظرف ، جايز بدان و قبيح شمرده نشده است ( ادامهء آن در بيت بعدى ) .
419
فصل يمين و اضطرارا و جدا * باجنبيّ او بنعت او ندا
مضاف و مضاف اليه نائب فاعل ، عاطفه ، مفعولله ، ماضى مجهول و نايب فاعل و الف اطلاق ، متعلق به ماقبل ، عاطفه ، عطف به جار و مجرور قبلى ، عاطفه ، عطف به نعت .
( و قبيح شمرده نشده است ) فاصله شدن قسم و به صورت شعرى يافت شده است ( فاصله شدن ) ( به وسيلهء اجنبى كه معمول مضاف نيست ) و يا به وسيلهء صفت و يا به وسيلهء نداء .
چكيدهء بحث اضافه :
تعريف مضاف اليه :
اسم مجرورى كه اسمى قبل از آن ، به آن نسبت داده مىشود ، مانند زيد در غلام زيد .
تنوين و نون تثنيه و جمع در اثر اضافه از آخر اسم مضاف ساقط مىشود .
برخى از نحاة عامل جرّ مضاف اليه را خود مضاف و برخى ديگر حروف جرّ مقدر مىدانند .
در هراضافهاى ، يكى از سه حرف لام ، من و فى در تقدير است .
[ اقسام ] اضافه
1 - لفظى : اضافهء صفتى كه به معناى حال و يا استقبال است به معمولش ، مانند ضارب زيد .
2 - معنوى : ( محضه ) : غير قسم قبلى ، مانند غلام زيد .