تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة و السنة ( افسانه تحريف قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
. . . معنى پشت كردن آنها به قرآن ، اين بود كه حروف قرآن و ظاهرش را حفظ و نگهدارى كردند ولى حدود آن را تحريف نمودند آنها ، قرآن را سينه به سينه نقل مىكردند ولى آن را مراعات ننموده احكامش را به كار نمىبستند لذا افراد نادان از كار آنها كه حفظ كردن ظاهر قرآن به منظور نقل كردن سينه به سينه بود ، تعجب مىكردند . ولى دانشمندان از اينكه به آن عمل نمىشد ، غمناك و محزون بودند . همچنين از جمله بىاعتنائى آنها به قرآن ، اين بود كه قرآن را به كسانى سپردند كه حقايق قرآن را درك نمىكردند و اميال خود را بر آن مىافزودند و عظمت قرآن را پائين مىآوردند و نيز اركان آن را تغيير داده قرآن را براى افراد نادان و كوتاه فكر ، به ارث مىگذاشتند . به همين جهت كه امام ( ع ) با صراحت بيان مىفرمايد كه آنها ، حروف قرآن را نگهدارى نموده ، حدود آن را تحريف مىكردند رواياتى كه مىگويند قرآن تحريف شده ، به همين معنى اشاره دارند . يعنى منظور آنها تحريف معنوى است ، مثل روايت نود و پنج روضه و روايتى كه مرحوم صدوق در صفحه نود و سه خصال نقل كرده است . و از همين رواست كه مرحوم صدوق با اينكه مىدانيم قائل به تحريف قرآن نيست با اينحال روايت مورد نظر را نقل كرده است و به خوبى بدست مىدهد كه منظور تحريف لفظى نيست بلكه تحريف معنوى مراد است . همانطور استعمال كلمه پشت كردن به قرآن و جدا جدا كردن در رابطه با قرآن توسط بعضى از روايات ( خصال ص 83 ) دليل بر معنوى بودن تحريف به شمار مىرود . بالاخره با توجه به آنچه گفته شد ، هر گاه روايتى يافتيم كه با هيچيك از توجيهات چهارگانه جور در نيامد ، آن را بر قرآن عرضه
أكذوبة تحريف القرآن بين الشيعة و السنة ( افسانه تحريف قرآن ) ( فارسى ) — صفحة 99 | الشيخ رسول جعفريان / محمود شريفي