باشد » .
قراءت قرآن جز با اداى حروف از مخارجش و رعايت مدّ و غنّ و وصل و وقف - هر كدام در جاى خود - جايز نيست ، و همين ترتيل است .
« حذيفه بن يمان » روايت كرده كه پيامبر اكرم ( ص ) فرمود :
« قرآن را به لحن عرب بخوانيد نه به لحن فاسقان و اهل كتاب ، و به زودى پس از من قومى خواهند آمد كه قرآن را چون غنا و نوحه سرايى به آواز مىخوانند ، قرآن از حنجرههاى اينان تجاوز نمىكند و بر دلشان و دل كسانى كه شيفته آنها شدهاند ، نمى نشيند » .
اين حديث را « ترمذى » در « نوادر الاصول » از « حذيفه » نقل كرده است .
« قطنى » در « سنن » خود نقل مىكند كه : روزى رسول خدا ( ص ) شنيد كه فردى اذان را با طرب و آواز مىخواند ، پس حضرت به او فرمود :
« اذان ساده و آسان است ، تو نيز بايد اين گونه اذان بگويى و گرنه اذان نگو » اگر پيامبر ( ص ) غنا را در اذان ممنوع مىكند ، پس به طريق اولى آن را در قرآن - كه كتاب و خطاب خداست و خود آن را ترتيل كرده است «
وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا
- جايز نمى داند .
گويا مردم مصر از دير باز قرآن به لحن عجمها مىخواندهاند ، « قرطبى » در « احكام القران » پس از آن كه ترجيع را توضيح مىدهد كه بايد به مقتضاى معانى قرآنى باشد ، مى گويد :
« اگر از اين حدّ تجاوز شود به طورى كه معنا مفهوم نباشد ، حرام است آن طور كه قاريان مصر اين گونه عمل مىكنند ، آنان قرآن را در نزد شاهان و جنازهها مىخوانند و در برابر آن پاداش و جايزه مىگيرند ، سعىشان نابود و عملشان بر باد ! كه تغيير كتاب خدا را روا مىشمرند و به خود جرأت مىدهند بر قرآن بيفزايند ، به خاطر نا آشنايى با دين و رها كردن سنّت پيامبر ( ص ) و سيره