تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى ) — صفحة 46

مساهمون:

ص٤٦
تداركات پرداختيم « تنته » « 1 » ها را بالا كشيديم . لنگرها را كشيديم . آماده به جنگ توكل به عنايت حضرت حق و توسل به همّت انبياى عظام و اولياى كرام كرديم . « فلاندره » « 2 » ها را به دكل زديم و پرچم گشاده با منتهاى سعى و غيرت و گلبانگ محمدى « 3 » جنگ را آغاز كرديم . جنگ توپ و تفنگ چنان سخت درگرفت كه توصيف نتوان كرد . با عنايت حق و كمك كرد گارى يكى از قليون‌هاى ايشان با توپ زده شد . آن كشتى در نزديكى جزيرهء « فك الاسداد » واژگون و غرق شد و همه سرنشينانش هلاك شدند .

مسيحى

غالبا گور مدى چشم انجم * بو قدر حادثهء عظمائى بيلمزم كيم نيجه تعبير ايده‌ين * سكابو واقعهء كبرائى « 4 »
بارى تا وقت نماز خفتن جنگ دوام داشت . بالاخره فانوس
هامش
( 1 ) - بادبانهاى كوچك كشتى . ( 2 ) - پرچم‌هاى كوچك سه‌گوش كه از علائم دريانورديست و در كشتىها به كار ميرود . ( 3 ) - اذان و بانگ اللّه اكبر و شهادتين . ( 4 ) - ترجمهء شعر چنين است : شايد چشم انجم حادثه‌اى اينقدر عظيم نديده باشدنميدانم چگونه توصيف كنم * براى تو اين واقعهء كبرى را