ايتلاريه هم سفال ايلاب مينى * اومرين عالمدا ممتاز ايلكاى
دلبر اولدور عاشقهاى « كاتبى » * لطفينى كوب ، جورينى آز ايلكاى « 1 »
و غزل ديگر اين بود :
لمؤلفه
تشبيه ايتيب لبينككه اوزين باده قيلدى نفع * نركس كوزينككه اوخشار ايتر مى خمارى دفع
دعوت ميسّر اويله دعا بيرلا اول پرى * اغيارى بر دعا بيلان آسان ايروردى دفع
هامش
( 1 ) - ترجمه اين غزل چنين است :هر گه آن پر بچهره ناز كند * نالهء عشاق آغاز مىشود
جاى آن دارد كه بخاطر غنچهء دهان تو * اين بلبل زبان در گلشن كوى تو پرواز كند
ساقيا آنكس كه عاشق است در بزم غم * نالهاش را با نواى نى دمساز مىكند
مرا با سگان خود هم سفال كردهاى * و از اين جهت در عالم ممتاز شدهام
اى « كاتبى » دلبر آنست كه به عاشق خود * لطف بسيار داشته باشد و جور كم