تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 941

مساهمون:

ص٩٤١
هامش
- من دروغ بسازد بايد نشستنگاه خود را از دوزخ برگزيند ؛ پس از رحلت حضرتش نيز بر أو دروغ بستند وحديث به دست شما فقط از چهار كس رسيده كه پنجمى ندارند : أول : از مرد منافقى كه مؤمن‌نما است ومسلمان ساختگى ، دروغ بستن عمدى به رسول خدا را نه گناهى پندارد ونه از آن پروايى دارد واگر مردم آگاه شوند كه اين مرد منافقى است دروغ‌پرداز ، سخنش را نپذيرند وگفتارش را تصديق نكنند ولى مىگويند اين مرد هم‌نشين رسول خدا بوده است وأو را ديده واز آن حضرت حديث شنيده است ، از اين رو حديث را از أو مىگيرند بدون اين كه شناسايى در حقش داشته باشند ، خداوند پيغمبر را از حال آنان آن‌طور كه بايد خبر داد وآن‌طور كه شايد توصيف‌شان كرد وفرمود : « چون آنان را بيني ظاهر فريبنده‌شان تو را خوش آيد واگر سخنى گويند گوش به سخنشان فرا دهى . » همين منافقين بودند كه پس از رحلت رسول خدا زنده بودند وبا سخنان كفرآميز ودروغ وبهتان خود را به دربار پيشوايان گمراهى ورهبران دوزخ نزديك كردند تا آن‌جا كه پيشوايان زمام كارها را به دست همين مردم منافق سپردند وآنان را بر گردن مردم سوار كردند وبه دستيارى آنان دنيا را به كأم خود كشيدند وحقيقت مطلب جز اين نيست كه مردم تابع پادشاهان مىباشند ودنيا طلب هستند ، مگر كسى كه خداوند أو را نگه دارد ، اين يكى از چهار كس بود . دوم : مردى است كه چيزى از رسول خدا شنيده است ولى آن‌طور كه بايد به خاطر نسپرده است وبه غلط واشتباه دچار شده است نه اينكه عمداً دروغ گفته باشد ، بلكه اين كلام غلط را به دست گرفته قائل به آن است ومطابق آن عمل مىكند وبراي ديگران نيز روايت مىكند ومىگويد من خود از رسول خدا چنين شنيدم ، اگر مسلمانان بدانند كه اين مرد در گفتار به اشتباه است از أو نپذيرند وخود أو نيز اگر به اشتباهش پى برد دست از آن برمىدارد . سومين مرد : كسى است كه شنيده است از رسول خدا كه دربارهء چيزى دستوري داده است ، ولى ندانسته كه پس از آن نهى فرموده است ، يا شنيده است كه از چيزى نهى فرموده ، ولى ندانسته كه سپس بدان امر كرده است ودر نتيجة ، حكمي را كه منسوخ ولغو شده است به ياد دارد ، ولى حكم ناسخ را به ياد ندارد ، وخود أو اگر متوجه شود كه اين حكم از اعتبار افتاده است رهايش خواهد كرد ومسلمانان نيز اگر مىدانستند كه حكمي است منسوخ رهايش مىنمودند . چهارمين مرد : كسى است كه به رسول خدا دروغ نبندد واز ترس خداى عز وجل وبزرگداشت رسول خدا ، دشمن دروغ است ، آن‌چه از رسول خدا شنيده فراموش نكرده بلكه نيكو به خاطرش سپرده است وهمان طور كه شنيده بي كم وزياد نقل مىكند وناسخ را از منسوخ تمييز مىدهد ، به ناسخ عمل مىكند ومنسوخ را رها مىكند كه دستورهاى پيغمبر همانند قرآن است ، ناسخ ومنسوخ دارد ، خاص وعام دارد ، محكم ومتشابه دارد ، گاهى اتفاق مىافتاد كه گفتار رسول خدا دو پهلو بود ومانند قرآن كلماتي داشت كه براي همه بود وكلماتي كه براي عده اى مخصوص بود وخداوند در قرآنش فرموده است : « آن‌چه رسول به -