تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 723

مساهمون:

ص٧٢٣
يا أيّها النّاس ! إنّ الفضل والشّرف والمنزلة والولاية لرسول اللَّه وذرِّيّته ، فلا تذهبن بكم الأباطيل . أخرجه أبو الشّيخ ابن حبّان في كتابه « السّنّة » الكبير . كذا أخرجه الحافظ جمال الدّين محمّد بن يوسف الزّرندي المدني في « درر السّمطين » . « 1 »
هامش
( 1 ) - وديگر سند به إسحاق بن سليمان هاشمي منتهى مىشود كه از پدرش روايت مىكند كه با جماعتى در مجلس هارون الرشيد بوديم . سخن از أمير المؤمنين علي عليه السلام به ميان آمد . هارون گفت : جماعتى از عوام گمان مىكنند كه على وفرزندان اورا دشمن مىدارم . لا واللَّه چنين نيست ، بلكه أولاد ايشان مىگمارند ما را به خونخواهى حسين عليه السلام بر سهل وصعب زمين ، آن‌گاه بر ما درمىآيند وخروج مىكنند وحسد مىبرند . همانا پدرم مهدى از ابىجعفر منصور از محمد بن علي بن عبداللَّه بن عباس مرا حديث كرد كه ابن عباس گفت كه : در خدمت رسول خداى بوديم ، ناگاه فاطمه عليها السلام درآمد ومىگريست . پيغمبر فرمود : « اى فاطمه ! اين گريستن از چيست ؟ » عرض كرد : « يا رسول اللَّه ! حسن وحسين از خانه بيرون رفته‌اند ونمىدانم به كجا شده‌اند . » فقال النّبيّ : « لا تبكين فداكِ أبوكِ ، فإنّ اللَّه عزّ وجلّ خلقهما وهو أرحم بهما ، اللَّهمّ إن كانا أخذا في برّ فاحفظهما ، وإن كانا أخذا في بحر فسلّمهما » . پيغمبر فرمود : « گريه مكن پدرت فداى تو شود ! همانا خداوند آفريده است ايشان را وأو مهربان‌تر است بر ايشان . » آن‌گاه عرض كرد : « اى پروردگار من ! اگر فرزندان من طريق بيابان پيش داشتند ، حفظ فرماى ايشان را واگر به راه دريا رفتند ، سالم بدار ايشان را . » فهبط جبرئيل فقال : « يا أحمد ! لا تغتمّ ولا تحزن ، هما فاضلان في الدّنيا والآخرة ، وأبوهما خير منهما ، وهما في حظيرة بني النّجّار نائمين ، وقد وكّل اللَّه بهما ملكاً عظيماً يحفظهما . » يعنى جبرئيل فرود شد وگفت : « اى احمد ! غمگين وحزين مباش . ايشان در دنيا وعقبى فاضلند وپدر ايشان علي عليه السلام بهتر از ايشان است . هم‌اكنون در « حظيرهء بنى النجار » خفته اند وخداوند فريشته اى عظيم به حفظ وحراست ايشان گماشته است . » ابن عباس گويد : اين وقت رسول خداى برخاست وبا گروهى در خدمت أو به حظيرهء بنى النجار آمديم . حسن وحسين دست در گردن هم بخفته بودند وفريشتهء خداوند با يك بال خود ايشان را پوشيده مىداشت . اين وقت رسول خدا حسن را برگرفت وحسين را آن فريشته حمل داد وهمگنان چنان مىنگريستند كه هر دو تن را پيغمبر حمل مىدهد . أبو بكر وأبو أيوب انصارى عرض كردند : « يا رسول اللَّه ! يكى از ايشان را با ما سپار . » -