تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1422

مساهمون:

ص١٤٢٢
الحرّ العاملي ، إثبات الهداة ، 2 / 589 رقم 74 / مثله الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 171
هامش
- ابن علي در سفري به منزلي درآمديم ودر تحت نخلى خشك فرود شديم . فرشى بگستردند وآن حضرت بنشست ودر برابرش نخل ديگر بود كه از رطب 1 بار نداشت . حسين عليه السلام دست برداشت وخداى را به كلماتي كه ما فهم نتوانستيم كرد ، بخواند . در زمان ، آن نخل سبز وريان گشت واز رطب ، گرانبار شد 2 . آن جمّال كه شتر بكرى داده بود ، چون اين بديد ، گفت : « سوگند با خداى كه سحر است . » فقال الحسين : « ويلك ! ليس بسحر ، ولكن دعوة ابن نبيّ مستجابة » . فرمود : « واي بر تو ! اين سحر نيست . بلكه دعاى پسر پيغمبر است كه خداوند به أجابت مقرون مىدارد . » پس بر آن نخله برآمدند وچند كه رطب داشت ، فرآهم آورده ، مضبوط نمودند . 1 . رطب : خرماى تازه . 2 . فوراً آن درخت خرماى خشك ، سبز وشاداب گشت وخرماى تازه بسيارى برآورد . سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السلام ، 4 / 9