هامش
- دو بال زينت داده شده ، ودر بهشت به هر جا كه بخواهد درآيد ، به جز من ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا ، آيا ميان شما كسى هست كه به جز من ، عمويى داشته باشد مانند عموى من حمزه كه شير خدا وشير رسول خدا وسرور شهيدان بود ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا ميان شما به جز من كسى هست كه اورا دو فرزند باشد همچون دو فرزندان من حسن وحسين كه فرزندان رسول خدا مىباشند ، ودو آقاى جوانان أهل بهشت هستند ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا ميان شما به جز من كسى هست كه همسرى مانند همسر من ، فاطمه دختر رسول خدا وپارهء تن پيغمبر وبانوى زنان بهشتى داشته باشد ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا به جز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا دربارهء أو فرموده باشد : هر كس از تو جدا شود از من جدا شده است وهر كس از من جدا شود از خدا جدا شده است ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا ميان شما به جز من كسى هست كه رسول خدا نسبت به أو فرموده باشد : قبيلهء وليعه از مخالفت باز أيستند وگرنه به طور حتم ومسلّم ، مردى را كه مانند خود من است به سوى آنان خواهم فرستاد كه أطاعت أو أطاعت من ، وسرپيچى از فرمانش همچون سرپيچى از فرمان من است ، وبا شمشير بر آنان فرود بيايد ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا قسم مىدهم ، آيا به جز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا دربارهء أو فرموده باشد : هيچ مسلمانى نيست كه محبت من در دل أو رخنه كند ، مگر اين كه خداوند گناهان اورا ببخشايد ، وهر كس كه محبت من به دل أو برسد ، محبت تو نيز به دل أو خواهد رسيد ودروغ مىگويد كسى كه گمان كرده مرا دوست مىدارد ، ولى تورا دشمن داشته باشد ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . »
فرمود : « شما را به خدا ، آيا به جز من در ميان شما كسى هست كه رسول خدا به أو فرموده باشد : تو جانشين منى در ميان خانواده وفرزندان من ودر ميان مسلمانان ، در هر وقتي كه من غايب باشم . ودشمن تو دشمن من است ودشمن من دشمن خداست . ودوست تو دوست من است ودوست من دوست خداست ؟ »
گفتند : « به خدا كه نه . » -