أخرج أبو موسى في الذّيل والثّعلبيّ في تفسير سورة « هل أتى » من طريق عبد الوهاب الخوارزمي ، عن ابن عبّاس في قوله تعالى : « يُوفُونَ بالنّذْرِ . . . » الآية ، قال : مرض الحسن والحسين عليهما السلام ، فعادهما النّبيّ عليه السلام جدّهما وعادهما عامّة العرب ، فقالوا لأبيهما : لو نذرت ، فقال : عليَّ إن عوفيا صيام ثلاثة أيّام شكراً ، وقالت فاطمة كذلك ، وقالت جارية لها يقال لها فضّة النّوبيّة كذلك ، فذكر حديثاً طويلًا .
المازندراني ، معالي السّبطين ، 2 / 228
هامش
- صبح روز چهارم كه شد ، على دست حسن وحسين را گرفت ونزد رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم آمدند ، پيامبر أكرم وقتي بچه ها را ديد كه چون جوجهء ضعيف ، از شدت گرسنگى مىلرزيدند ، فرمود : « چه قدر بر من دشوار مىآيد كه من شما را به چنين حالي ببينم . »
آنگاه با على وكودكان به طرف فاطمه رفت ، وأو را در محراب خود يافت ، وديد كه شكمش از گرسنگى به دندههاى پشت چسبيده ( در نسخهاى ديگر آمده كه شكمش به پشتش چسبيده ) ، وچشمهايش گود افتاده ، از مشاهدهء اين حال ناراحت شد ، در همين بين جبرئيل نازل شد ، وعرضه داشت : « اين سوره را بگير ، خدا تو را در داشتن چنين أهل بيتي تهنيت مىگويد . »
آنگاه سوره را قرائت كرد .
موسوى ، ترجمهء تفسير الميزان ، 20 / 212 - 213
ودر « امالى » صدوق به سند خود از امام صادق ، از پدر بزرگوارش عليهما السلام روايت كرده كه در حديثي در تفسير آيهء « عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً » فرمود : اين چشمه در خانهء رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم است ، كه از آن جا به سوى خانههاى أنبيا ومؤمنين جارى مىشود ، « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » ، يعنى على وفاطمه وحسن وحسين وكنيزشان ، به نذر خود وفا كردند ، « وَيَخافُونَ يَوْماً كانَ شَرُّهُ مُسْتَطِيراً » ، امام باقر مىفرمود : يعنى روزى كه صورت ها عبوس مىشود ، « وَيُطْعِمُونَ الطّعامَ عَلى حُبِّهِ » يعنى با اين كه اشتهاى آن طعام را داشتند ، ولى ايثار كردند ، « مِسكيناً » به مسكينان مسلمين ، « وَيَتيماً » به أيتام مسلمين ، « وَأسِيراً » به اسراى مشركين .
ووقتي داشتند اطعام مىكردند ، مىگفتند : « إِنّما نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَلا شَكُوراً » امام فرمود : به خدا سوگند ، اين سخن را به زبان نگفتند ، بلكه اين زبان دل وضمير ايشان بود ، وخدا از باطن آنان خبر داده كه در باطن ، چشمداشت تلافى ندارند وحتى انتظار تشكر وثنا هم ندارند ، وتنها هدفشان ، وجه اللَّه ورضاى أو وبه دست آوردن ثواب أو است .
موسوى ، ترجمهء تفسير الميزان ، 20 / 219 - 220