هامش
- گفت : « مال مسلمانان است از خزانهء خداوند كه مأخوذ داشته آن را بندهاى از بندگان صالح . »
اين وقت معاوية گفت : « اين اعرابى دنيا را بر من تاريك ساخت . »
كاتب را پيش خواند وگفت : « جواب مكتوب علىبن ابىطالب را رقم كن . »
كاتب قلم برداشت ونگاشت : « بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم ، من عبداللَّه وابن عبده معاوية بن أبي سفيان إلى عليّ بن أبي طالب ، أمّا بعد ، فإنّي اوجّه إليك جنداً من جنود الشّام مقدمته بالكوفة وساقته بساحل البحر ، ولأرمينّك بألف جمل من خردل ، تحت كلّ خردل ألف مقاتل ، فإن أطفأت نار الفتنة وسلمت إلينا قتلة عثمان ، وإلّا فلا تقل : غال ابن أبي سفيان ، ولا يغرّنّك شجاعة أهل العراق واتّفاقهم ، فإنّ مثلهم كمثل الحمار النّاهق ، يميلون مع كلّ ناعق ، والسّلام . »
در جمله مىگويد : « لشگرى از شام به سوى تو روان مىكنم كه مقدمهء آن به كوفه رسد وهنوز ساقهء آن در ساحل بحر شام باشد . به جانب تو مىافكنم هزار شتر كه حمل آن خردل بود وبه شمار هر خردلى هزار مقاتل باشد . اگر آتش فتنه را بنشانى وكشندگان عثمان را با من سپارى ، به سلامت شوى وگرنه مگوى پسر أبو سفيان طغيان كرد ، وبه شجاعت أهل عراق واتفاق ايشان فريفته مشو كه ايشان حماري را مانند كه فرياد كنند وبه جانب هر فرياد كننده روند . »
چون طرماح بدين كلمات نگريست ، « قال : سبحان اللَّه ! لا أدري أيّكما أكذب ، أنت بادّعائك أم كاتبك فيما كتب ، لو اجتمع أهل الشّرق والغرب من الجنّ والإنس لم يقدروا به . »
طرماح گفت : « سبحان اللَّه ! نمىدانم تو وكاتب تو كدام يك دروغگوتريد . اگر أهل شرق وغرب از جن وانس انجمن شوند ، جنگ على را توانا نيستند . »
معاوية در نامه نگريست وگفت : « سوگند با خداى من بدينگونه نگارش نفرمودم . »
« فقال : إن كنت لم تأمره فقد استضعفك ، وإن كنت أمرته فقد استفضحك . »
گفت : « اگر بىفرمان تو نوشت ، تو را خوارمايه شمرد واگر به فرمان تو نوشت ، تو را فضيحت كرد . »
آنگاه گفت : « يا معاوية ! أظنّك تهدّد البطّ بالشّطّ . »
« اى معاوية ! گمان مىبرم مرغابى را با آب مىترسانى . »
واين شعر قرائت كرد :« فدع الوعيد فما وعيدك ضائري * أطنين أجنحة الذّباب يضير »« واللَّه إنّ لأمير المؤمنين عليّ بن أبي طالب عليه السلام لديكاً عليِّ الصّوت ، عظيم المنقار ، يلتقط الجيش بخيشومه ، ويصرفه إلى قانصته ، ويحطّه إلى حوصلته . »
يعنى : « سوگند با خداى ، على را خروسى است بلند آواز ، بزرگ منقار كه برمىچيند لشگر تو را به منقار ، چنان كه خروس حبه را ، وانباشته مىكند در چينهدان خود . »
معاوية گفت : « سوگند با خداى ، سخن به صدق مىكند . آن خروس اشتر نخعى است . » -