تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 1066

مساهمون:

ص١٠٦٦
هامش
ابوالقاسم‌احمد برايم باز گفت كه من آن‌را در خروج براي شورشيان بر ما خواهم‌ديد . اين زمين « كرب وبلا » است كه حسين با هفده مرد از فرزندان من وفاطمه در آن به خاك مىروند وآن در آسمان‌ها معروف است وبه نام زمين كرب وبلا شناخته شده است ؛ چنانچه زمين « حرمين » ( مكة ومدينه ) وزمين « بيت المقدس » ياد شوند . » پس از آن فرمود : « يا بن عباس ! برايم در أطراف آن پشك آهو جستجو كن كه به خدا دروغ نگويم ودروغ نشنوم وآن‌ها زرد رنگند وچون زعفرانند . » ابن‌عباس گويد : آن را جستم وگرد هم يافتم وفرياد كردم : « يا أمير المؤمنين ! آن‌ها را يافتم » به همان وضعي كه فرمود به من . علي عليه السلام فرمود : « خدا ورسولش راست گفتند . » وبرخاست وبه‌سوى آن‌ها دويد وآن‌هارا برداشت وبوييد وفرمود : « همان ، خود آن‌ها است . ابن‌عباس ! مىدانى اين پشك‌ها چيست ؟ اين‌ها را عيسىبن مريم عليه السلام بوييده واين براي آن است كه به آن‌ها گذر كرده با حواريون وديده آهوها اين‌جا گرد هم مىگريند ، عيسى با حواريون خود نشستند وگريستند وندانستند براي چه گريه مىكنند وچرا نشستند . حواريون گفتند : اى روح خدا وكلمهء أو ! چرا گريه مىكنيد ؟ فرمود : شما مىدانيد اين‌چه زمينى است ؟ گفتند : نه ، گفت : اين‌زمينىاست كه در آن جگرگوشهء رسول‌احمد وجگرگوشهء حره طاهره بتولِ همانند مادرم را مىكشند ودر آن به خاكى سپرده شود كه خوشبوتر از مشك است چون خاك سليل شهيد است وخاك پيغمبران وپيغمبر زادگان چنين است ، اين آهوان با من سخن گويند ومىگويند در اين زمين مىچرند به اشتياق تربت نژاد بابركت ومعتقدند كه در اين زمين در امانند . » سپس دست به آن‌ها زد وآن‌ها را بوييد وفرمود : « اين پشكِ همان آهوان است كه چنين خوشبو است به خاطر گياهش . خدايا ! آن‌ها را نگه‌دار تا پدرش ببويد وتسلى جويد . » فرمود : « تا امروز مانده‌اند وبه طول زمان زرد شدند ، اين زمين كرب وبلا است وفرياد كشيد : اى پروردگار عيسىبن مريم ! بركت به كشندگان حسين مده وبه يارىكنندگان آنان وخاذلان أو . » با آن حضرت گريستم تا برو درافتاد ومدتي از هوش رفت وبه هوش آمد وآن پشك‌ها را در رداى خود بست وبه من گفت : « تو هم در ردايت ببند . » وفرمود : « يا بن عباس ! هرگاه ديدى خون تازه از آن‌ها روان شد بدان كه ابوعبداللَّه در آن زمين كشته شده ودفن شده . » ابن‌عباس گويد : من آن‌ها را بيشتر از يك فريضة محافظت مىكردم واز گوشهء آستينم نمىگشودم تا در اين ميان كه در خانه خوابيده بودم ، به‌ناگاه بيدار شدم ، ديدم خون تازه از آن‌ها روان است وآستينم پر از خون تازه است ، من گريان نشستم وگفتم : به خدا حسين كشته شد . على در هيچ حديث وخبري كه به -