المزّي ، تهذيب الكمال ، 6 / 428 / مثله ابن حجر ، تهذيب التّهذيب ، 2 / 353 ؛ الذّهبي ، سير أعلام النّبلاء ( ط مصر ) ، 3 / 208 ( ط دار الفكر ) ، 4 / 422
هامش
كيست كور است نيايى چه نيام * يا چه بابم منم ابن العلمين
فاطمه زهراء مام وپدرم * بشكن كفر ببدر است وحنين
أو جوان بود وپرستيد خدا * كه قريش عابد جفت وثنين
لات وعزى بت ومعبود همه * ز على بود نماز قبلتين
پدرم شمس ومرا مام قمر * كودكى هستم وزاد قمرين
روز جنگ احدش ضرب پدى است * كه شفا داده دلش از عسكرين
هم به احزاب وبه فتح است كه بود * مرگ كفار پر از نكبت ومين
در ره حق چه بدىها كردند * أمت بدمنشى با عترتين
عترت نيك نبي مصطفى * وعلى همچو گلى در جحفلينسپس با شمشير كشيده از زندگى بريده ودل بر مرگ نهاده ، برابر آن لشكر ايستاد وگفت :منم زاد على پاك واز هاشم نژاد من * مرا اين فخر بس باشد همين شد افتخار من
نياى من رسول اللَّه گرامىتر ز هر فردى * سراج اللَّه خلقيم ودرخشيدن شعار من
مرا مادر بود زهراى أطهر بضعهء احمد * عمويم جعفر طيار ودارد انتظار من
به ما نازل كتاب اللَّه از روى درستى شد * به ما وحى آمد است ورهبرى گرديده كار من
أمان اللَّه كل مردميم از عامي وعالم * همين گفتار پنهان من وهم آشكار من
ز بهر دوستان بر حوض كوثر ما همه ساقى * بود جام رسول اللَّه اندر اختيار من
نباشد در بشر از شيعيان ما گرامىتر * عدوّ ما خسارتمند باشد در صف محشركمره اى ، ترجمهء نفس المهموم ، / 162 - 163