هامش
بار كن از سيم وزر شترانم * قاتل خير بشر بأمّ وببابم
قاتل شاهنشه دو جهانم * آنكه بود درنسب به از همه مردمعبيداللَّه به أو گفت : « واي بر تو ! اگر مىدانستى بهتر مردم است در پدر ومادر ، چرا أو را كشتى ؟ »
دستور داد گردن أو را زدند وروحش به دوزخ شتافت . ابن زياد پيكى نزد امّ كلثوم ؛ دختر حسين فرستاد وپيام داد : « حمد خدا را كه مردان شما را كشت در آنچه با شما شد . چه نظر دارى ؟ »
فرمود : « اى پسر زياد ! اگر چشم تو به كشتن حسين روشن شد ، چشم جدش دير زماني به ديدار أو روشن بود . أو را مىبوسيد ولبانش مىمكيد وبه شانهء خودش سوارش مىكرد . جواب جد أو را آماده كن كه فردا طرف تو است . »
كمرهاى ، ترجمهء الأمالي ، / 163 - 164
به روايت ديگر ، امّ كلثوم گفت : « اى پسر زياد ! اگر ديدهء تو روشن شد به كشتن حسين ، ديدهء جدش به ديدن أو بسيار روشن مىشد وأو را مىبوسيد ولبهاى أو را مىمكيد وأو را بر دوش خود سوار مىكرد . مهياى جواب جد أو باش در آخرت . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 719
آنگاه ابن زياد به سوى امّ كلثوم ، دختر حسين عليهما السلام فرستاد وگفت : « فقال : الحمد للَّهالّذي قتلَ رجالكم ، فكيف ترون ما فعل بكم ؟ ؛ سپاس خداوندى را كه مردان شما را بكشت . پس چگونه مىنگريد آنچه با شما بهپاىآورد ؟ »
« فقالت : يا ابن زياد ، لئِن قرّت عينك بقتل الحسين عليه السلام ، فطالما قرّت عين جدّه به ، وكان يُقبِّله ويلثم شفتيه ويضعه على عاتقه ، يا ابن زياد أعدّ لجدِّه جواباً فإنّه خصمُك غداً ؛ فرمود : اى پسر زياد ! اگر چشم تو به كشتن حسين عليه السلام روشن گرديد ، بارى اى بسا روزگاران كه ديدار جدش رسول خداى به ديدارش روشن بود وأو را مىبوسيد وبر دو لب مباركش بوسه مىنهاد وأو را بر دوش مبارك خود حمل مىفرمود . واى پسر زياد ، براي جد أو آماده پاسخ شو ؛ چه در بامداد قيامت با تو به خصومت باشد ؛ يعنى بنگر گاهى كه مانند حضرت پيغمبر با چون تويى به معارضت ومخاصمت رود وچون وچرا فرمايد ، جواب تو وروزگار تو چگونه خواهد بود ؟ »
« وسَيَعْلَمُ الّذينَ كَفَرُوا أيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُون » .
« بزودى ستمكاران خواهد دانست كه به كدام جاى بازگشت مىكنند » ، سورة الشعراء ، آية 2282 .
سپهر ، ناسخ التّواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 126 ؛ ناسخ التواريخ حضرت زينب كبرى عليها السلام ، 2 / 325
اما در كلامي ديگر كه بعد از اين كلام مذكور مىشود ، شجاعت به شين معجمه است ؛ چنانكه از مناسبت مقام معلوم خواهد شد وبه روايت أبى إسحاق در نور العين چون ابن زياد از مكالمات با امام زين العابدين عليه السلام بپرداخت به آن جماعت گفت : « كداميك از شما امّ كلثوم هستيد . »
فقالت : « ما تريد منِّي يا عدوّ اللَّه ؟ » ؛ يعنى : « اى دشمن خدا ! با من چه سخن دارى ؟ »
آن ملعون گفت : « قبّحكم اللَّه ، فقالت : يا ابن زياد ! وإنّما يُقبّح الفاسق والكاذب ، وأنتَ الكاذب والفاسق فأبشر بالنّار » . -