تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع ) — صفحة 601

مساهمون:

ص٦٠١
أخبرنا ابن خشيش « 1 » ، عن محمّد بن عبداللَّه ، قال : حدّثنا أبو الطيِّب عليّ بن محمّد بن مخلد الجعفيّ الدّهّان بالكوفة ، قال : حدّثنا أحمد بن ميثم بن أبي نعيم ، قال : حدّثنا يحيى ابن عبد الحميد الحمّاني أملاه عليَّ في منزله ، قال « 2 » : خرجتُ أيّام ولاية موسى بن عيسى الهاشميّ في الكوفة من منزلي ، فلقيني أبو بكر بن عيّاش ، فقال لي « 3 » : امضِ بنا يا يحيى إلى هذا . فلم أدرِ مَنْ يعني ، وكنتُ أجلّ أبا بكر عن مراجعة ، وكان راكباً حماراً له « 3 » ، فجعل يسير عليه وأنا أمشي مع « 4 » ركابه ، فلمّا صرنا عند الدار المعروفة « 5 » بدار عبداللَّه بن حازم « 6 » ،
هامش
- طرف ويران كرد . همين جريان سبب شد كه كسى بدان قبر نزديك نشود ، سپس ديزج جمعى از يهوديان را به آن‌جا برد وبه آن‌ها دستور داد تا آن زمين‌ها را زراعت كنند وآب در آن حوالي روان كرد ، پاسگاه‌ها وسربازان مسلّحى آن أطراف گماشت كه فاصلهء بين هر كدام يك ميل راه بود وبه آن‌ها دستور داد هر كه به زيارة آن قبر آمد أو را دستگير ساخته به نزد وى ببرند . » محمد بن حسين اشنانى گويد : « مدّتى گذشت كه من از ترس مأمورين متوكّل نتوانستم به زيارة آن قبر مطّهر بروم ، تا بالآخرة جان خود را به مخاطره انداختم وتصميم گرفتم به هر ترتيبي شده خود را بدان قبر مطهّر برسانم ، يكى از عطرفروشان نيز همراه من شد . هر دو به قصد زيارة قبر آن حضرت به راه افتاديم ، شبها راه مىرفتيم وروزها پنهان مىشديم ، تا چون به نواحي غاضريّه رسيديم صبر كرديم تا نيمى از شب گذشت ، آن گاه برخاسته آهسته از ميان دو تن از سربازان متوكل كه هر دو خواب بودند گذشتيم وخود را بر سر قبر رسانديم ، ولى در اثر خرابى جاى قبر براي ما معلوم نبود . شروع كرديم خاكهاى آن زمين را بوئيدن وپيش رفتن ، همچنان مشت مشت بو كرديم وپيش رفتيم تا چون به قبر مطّهر رسيديم ، ديديم صندوق وضريح را برداشته وسوزانده‌اند وجاى آن را نيز آب بسته‌اند وآبها فرورفته وآن‌جا همچون گودالى شده بود ، ما همان جا را زيارة كرديم وخود را به روى آن خاكها افكنديم وبوى خوشى استشمام كرديم كه تا كنون از هيچ عطرى چنان بوئى به مشامم نخورده بود ، به آن عطر فروش كه همراهم بود گفتم : « اين بوى چه عطرى است ؟ » در پاسخم گفت : « به خدا سوگند من تا كنون بويى نظير بوى اين عطر به مشامم نخورده است . » ما باآن قبر وداع كرده ونشانه‌هائى در أطراف آن قبر مطهّر نصب كرديم ، وچون متوكّل كشته شد ، با جماعتى از فرزندان أبو طالب وشيعيان حركت كرديم وبه نزد آن قبر مطهّر رفتيم وآن نشانه‌ها را پيدا كرده وقبر را بنا كرديم . رسولي محلاتى ، ترجمهء مقاتل الطّالبيين ، / 550 - 552 ( 1 ) - [ في البحار والعوالم : « ابن حشيش » ] . ( 2 ) - [ في بشارة المصطفى مكانه : « حدّثنا يحيى بن عبد الحميد الحمانيّ أملاه على منبر له ، قال : . . . » ] . ( 3 ) - [ لم يرد في تسلية المجالس ] . ( 4 ) - [ تسلية المجالس : « في » ] . ( 5 ) - [ تسلية المجالس : « الّتي تُعرَف » ] . ( 6 ) - [ بشارة المصطفى : « جابر » ] .