هامش
-ألا يا جدّنا قتلوا حسيناً * ولم يرعوا جناب اللَّه فينا
ألا يا جدّنا بلغت عدانا * مناها واشتفى الأعداء فينا 22
لقد هتكوا النِّساء وحمّلوها * على الأقتاب قهراً أجمعينا
وزينب أخرجوها من خباها * وفاطم واله تبدي الأنينا 23
سكينة تشتكي من حرّ وجد * تنادي الغوث ربّ العالمينا 24
وزين العابدين بقيد ذلّ * وراموا قتله أهل الخؤونا
فبعدهم على الدّنيا تراب * فكأس الموت فيها قد سقينا
وهذي قصّتي مع شرح حالي * ألا يا سامعون أبكوا علينا 251 . جدران ( به ضم أول وسكون ثاني ) : ديوارها ( جمع جدر چون فلس ) .
2 . چون اين اشعار از منشآت صاحب مصيبت ودختر افصح عرب است ، شعلههاى قلبي سوزان وخالى از مبالغه وخلاف حقيقت مىباشد ؛ لذا خلاصهء معنى يك به يك آنها را تا تجديد مطلع ذكر مىكنيم .
3 . اى مدينه ! ما را مپذير ؛ زيرا با دلى پر از حسرت واندوه آمدهايم .
4 . به پيغمبر خبر بده كه ماتمزدهء پدر شديم .
5 . واينكه مردان ما در كربلا بدون سر روى خاك افتاده وپسران ما را سر بريدند .
6 . به جد ما خبر بده كه ما أسير شديم وسپس شهر به شهر گشتيم .
7 . وأهل بيت تو اى پيغمبر در كربلا برهنه وغارت شدند .
8 . حسين را سر بريدند وملاحظهء جناب تو را دربارهء ما نكردند .
9 . اى كاش أسيران را كه بر پالانهاى شتران سوار بودند ، مىديدى .
10 . اى رسول خدا ! پس از پردهنشينى ، چشمهاى مردم نگران ما شد .
11 . چون چشمهاى تو از نگهدارى ما برگشت ، دشمنان بر ما شوريدند .
12 . اى فاطمه ! كاش مىديدى دختران اسيرت را كه در شهرها پراكنده گشته بودند .
13 . اى فاطمه ! اى كاش سرگردانها را مىديدى . اى كاش زينالعابدين را مىديدى .
14 . اى فاطمه ! كاش ما بيدارخوابانى كه از زيادى بيدارخوابى كور شدهايم ، مىديدى .
15 . اى فاطمه ! آنچه تو از دشمنان ديدى ، نسبت به آنچه ما ديديم ، به مقدار يك قيراط هم نيست .
16 . اگر زنده مىبودى تا روز قيامت بر ما گريه مىكردى .
17 . ودر بقيع بايست وصدا بزن : اى پسر حبيب پروردگار ! ( امام حسن ! )
18 . وبگو : اى عمو ! اى حسن پاك ! أهل بيت برادرت ضايع گشتند .
19 . اى عمو ! بدن بىسر برادرت در غربت گرفتار ريگهاى داغ است وپرندگان وحيوانات وحشى آشكارا بر أو نوحه مىكنند .
20 . آقاى من ! اى كاش حرمسرايى را كه بىياور بودند وروى شترهاى بىمحمل با صورتهاى باز ، ايشان را -