نعبده من دون ربّنا وأنتم « 1 » إنّما فارقكم نبيّكم بالأمس ، فوثبتم على ابنه ، فقتلتموه ؟ سوأة لكم من أمّة .
قال : فأمر به يزيد ( لعنه اللّه ) فوجئ في حلقه ثلاثا ، فقام الحبر وهو يقول : إن شئتم فاضربوني ، وإن شئتم فاقتلوني أو فذروني ، فإنّي أجد في التّوراة أنّ « 2 » من قتل ذرّيّة نبيّ لا يزال ملعونا أبدا ما بقي ، فإذا مات يصليه اللّه نار جهنّم . « 3 » .
هامش
( 1 ) - [ في العوالم والدّمعة السّاكبة ونفس المهموم ومعالي السّبطين ووسيلة الدّارين : « وإنّكم » ] .
( 2 ) - [ لم يرد في الدّمعة السّاكبة ونفس المهموم والمعالي ووسيلة الدّارين ] .
( 3 ) - أيضا روايت كردهاند كه در مجلس يزيد ، مردى كه از علماى يهود حاضر بود ، از يزيد پرسيد :
« اين جوان كيست ؟ »
گفت : « علي بن الحسين . »
پرسيد : « حسين پسر كيست ؟ »
يزيد گفت : « پسر علي بن أبي طالب . »
پرسيد : « مادرش كيست ؟ »
گفت : « فاطمه دختر محمّد . »
يهودي گفت : « سبحان اللّه ! حسين ، فرزند پيغمبر شماست كه به اين زودى أو را كشتيد ؟ ! بد رعايت كرديد حرمت پيغمبر خود را در ذريت أو . به خدا سوگند كه اگر فرزندزادهء موسى در ميان ما مىبود ، گمان داشتيم كه أو را بپرستيم وپيغمبر شما ديروز از ميان شما رفته است وشما امروز فرزند أو را به قتل آورديد . بد امّتى بودهايد شما . يزيد فرمود كه أو را گردن زنند . يهودي برخاست وگفت : « مىخواهيد مرا بزنيد ومىخواهيد مرا بكشيد ، من در تورات خواندهام كه هركه ذريّت پيغمبرى را بكشد ، تا زنده است ، پيوسته ملعون است . چون بميرد ، حق تعالى أو را به جهنم مىبرد . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 741 - 742
وهمچنان سيد وابن نما حديث مىكنند كه : رأس الجالوت 1 كه يك تن از أحبار يهود بود ، گفت : « از من تا داود نبي هفتاد پدر واسطه است . جماعت يهود از تعظيم وتكريم من دقيقهاى فرونمىگذارند . شما پسر پيغمبر خود را كه يك واسطه بيش در ميان نيست ، به قتل مىرسانيد ؟ ! هلاك باديد شما ونابود باد دين شما . »
يزيد برآشفت وگفت : « اگرنه اين بود كه از رسول خدا به من رسيد . . .
حيث قال : من قتل معاهدا كنت خصيمه يوم القيامة ، لقتلتك .
آنجا كه فرمود : « آن كس كه معاهد 2 وأهل ذمه را بكشد ، فرداى قيامت من با أو مخاصمه خواهم كرد » ، امروز تو را به سلامت نمىگذاشتم . »
رأس الجالوت گفت : « رسول خدا با قاتل معاهد مخاصمت خواهد كرد . آيا با قاتل فرزندش خصومت نخواهد داشت ؟ ! » -