هامش
- منتظر عذاب ومترصد عقاب بودند تا ظلمت منقشع شد وتاريكى مرتفع گشت .
( 1 ) . غبرت سودا : گردوخاك سياه . نهنبن : سرپوش .
( 2 ) . صرصر حمرا : تندباد سرخ .
سپهر ، ناسخ التواريخ سيد الشهدا عليه السّلام ، 2 / 394
وديگر در كامل الزيارة ، سند به أبو عبد اللّه عليه السّلام منتهى مىشود كه مىفرمايد : « قاتل حسين عليه السّلام ولد الزنا بود وقاتل يحيى بن زكريّا ولد الزنا بود . »
قال : احمرّت السّماء حين قتل الحسين سنة ، ثمّ قال : بكت السّماوات والأرض على الحسين وعلى يحيى بن زكريّا ، وحمرتها بكاؤها .
مىفرمايد : « بعد از قتل حسين ، يك سال آسمان گونهء خون داشت . »
آنگاه فرمود : « آسمانها وزمين بگريستند بر حسين بن علي ويحيى بن زكريا وسرخى آن ، علامتگريهء أو بود . »
ودر ابانه نزديك به اين حديث مرقوم است . ديگر در تفسير قشيرى وفتاك از سدى مروى است كه مىگويد : « در قتل حسين آسمان بگريست وعلامت گريهء آسمان حمرت آن است . »
ومحمد بن سيرين مىگويد : خبر رسيده است به ما كه : « قبل از قتل حسين عليه السّلام در شام وصباح حمرتى در أفق نبود واين سرخى بعد از شهادت آن حضرت در آسمان ديده شد . »
حماد بن زيد در تاريخ نبوي به اسناد خود حديث مىكند كه : « روز قتل حسين اين سرخى در أفق به ديد آمد . »
أبو عيسى ترمذى نيز چنين حديث كرده است . ديگر ابن شهرآشوب در مناقب خويش به اسناد خود خبر مىدهد كه : « در شهادت حسين عليه السّلام حمرتى از طرف مشرق وحمرتى از جانب مغرب مرتفع شد . چنان كه در وسط آسمان نزديك شد كه پيوسته شوند واين صورت تا شش ماه برقرار بود . ديگر در تاريخ نبوي ، أبو قبيل مىگويد :
لمّا قتل الحسين بن عليّ كسفت الشّمس كسفة بدت الكواكب نصف النّهار حتّى ظنّت أنّها هي .
يعنى : « وقتي حسين عليه السّلام شهيد شد ، آفتاب چنان كسوف يافت كه ستارگان در نيمهء روز پديدار شدند .
گمان مىرفت كه روز قيامت آشكار گشت . »
ودر كتب مناقب معتبره مانند اين حديث رقم كردهاند ويعقوب بن سفيان به اسناد خويش از علي بن محمد حديث مىكند كه از جدهء خويش روايت كرده است :
قالت : كنت أيّام الحسين جارية شابّة ، فكانت السّماء أيّاما علقة .
يعنى : « هنگام شهادت حسين عليه السّلام دخترى جوان بودم وروزى چند آسمان را مانند خونى بسته مىنگريستم . »
در ارشاد مفيد از محمد بن سيرين مروى است :
قال : لم تر هذه الحمرة في السّماء إلّا بعد قتل الحسين . -