المجلسي ، البحار ، 45 / 218 - 219 - عنه : البحراني ، العوالم ، 17 / 469
في مقتل الملّا حيدر عليّ : حكمته جلّ وعلا أنّ غضبنا يؤثّر حمرة الوجه ، والحقّ تنزّه عن الجسمية ، فأظهر تأثير غضبه على من قتل الحسين عليه السّلام بحمرة الأفق ، إظهارا لعظم الجناية .
في مقتل أبي مخنف : زلزلت الأرض ، واظلمّ المشرق والمغرب ، وأخذت النّاس الصّواعق . « 1 »
ابن أمير الحاجّ ، شرح الشّافية ، / 373
وكسفت الشّمس وقت قتله كسفة أبدت الكواكب نصف النّهار ، واحمرّت آفاق السّماء ستّة أشهر يرى فيها كالدّم .
الصّبّان ، إسعاف الرّاغبين ، / 212
هامش
- شد وعذاب حق تعالى نازل گرديد . پس به بركت وجود شريف حضرت امام زين العابدين عليه السّلام ساكن گرديد .
مجلسي ، جلاء العيون / 690 - 691
وبه روايت ديگر فرمود : آسمان بر حسين بن علي ويحيى بن زكريا عليه السّلام گريست وبر احدى غير ايشان نگريست . راوي پرسيد : « گريهء آسمان چه بود ؟ »
فرمود : « چهل روز سرخ طلوع مىكرد وسرخ غروب مىكرد . »
أيضا روايت كرده است كه زن صالحه از أهل كوفه گفت : « چون سيد شهدا را كشتند ، تا يك سال ونه ماه آسمان مانند خون سرخ بود كه آفتاب ديده نمىشد . »
أيضا به سند موثق از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده است كه : « قاتل حسين عليه السّلام ولد الزنا بود وقاتل يحيى بن زكريا ولد الزنا بود ، وچون آن امام مظلوم را شهيد كردند ، تا يك سال آسمان سرخ بود وگريستند آسمانها وزمين بر حسين ويحيى بن زكريا ، وسرخى آسمان گريهء آن بود . »
واز تفسير ثعلبى وغير آن روايت كردهاند كه : « اين حمرتى كه در أفق ظاهر مىشود ، بعد از قتل آن حضرت بههم مىرسيد . »
ودر تاريخ فسوى از اسود بن قيس روايت كرده است كه : « چون آن حضرت را شهيد كردند ، سرخى از جانب مشرق بلند شد وسرخى از جانب مغرب بلند شد ، ودر ميان آسمان نزديك شد كه به يكديگر برسند ، وتا شش ماه چنين ماند . »
واز أبو قبيل روايت كرده است كه : « چون آن حضرت را شهيد كردند ، آفتاب گرفت وتاريك شد به مرتبهاى كه ستارهها در ميان روز ظاهر شد وما گمان كرديم كه قيامت برپا شده است . »
مجلسي ، جلاء العيون ، / 759 ، 760 ، 761
( 1 ) - مروى است كه بعد از شهادت آن حضرت عالم سياه شد وزلزلهء عظيم وباد مخوف وزيد واز آسمان صداهاى مهيب [ شنيده شد ] وبعد از لحظهاى دنيا به حال خود آمد .
مدرسى ، جنات الخلود ، / 22