هامش
- دارد .
( 32 ) . موقعيت ديگرش در جنگ احزاب وفتح مكة مىباشد ، كه مرگ نكبتبار دو لشكر بيكران در آن بود .
( 33 ) . ( تمام اين كارها ) براي رضاى خدا بود . واين أمت بدكردار دربارهء خاندان پيغمبر برگزيدهء نيكوكار وخاندان على شير روز كارزار چه بديها كردند .
( 34 ) . مادرم فاطمهء زهرا وپدرم وارث پيغمبران وسرور جن وانس است .
( 35 ) . روز جنگ بدر وأحد وحنين دلاورانى را كه به جنگش آمدند ، كوبيد ونرم كرد .
( 36 ) . وبا مردم خيبر با شمشير برانى كه دو طرفش تيز بود ، مبارزه كرد .
( 37 ) . وسپاهى را كه روز جنگ حنين به خونخواهى آمده بودند ، هلاك كرد .
( 38 ) . كيست كه عمويى مانند عموى من داشته باشد كه خداوند دو بال به أو بخشيده است ؟
( 39 ) . جدم فرستادهء خدا ، چراغ هدايت است ، وپدرم بيعت عقبه ورضوان را براي أو وفاكننده است .
( 40 ) . پدرم ، دلاور ، سرور ، شير خشمگين ، بزرگوار ، بخشنده وقوىبازو است .
( 41 ) . اين على ( كه به أو افتخار مىكنم ) ، ريسمان محكم دين واختياردار حوض كوثر وكسى است كه هفت سال با پيغمبر برابر بيت المقدس وكعبه نماز خواند ؛ در صورتي كه غير از آن دو ، مرد نمازگزارى روى زمين نبود .
( 42 ) . أو از زماني كه به وجود آمد ، بتها را دور انداخت وبه مقدار يك چشم بههمزدن هم به موافقت قريش برابر آنها سجده نكرد .
( 43 ) . ( تثنيهء « طعنه » يا براي مجرّد تأكيد است ؛ يعنى بسيار نيزه مىزد ويا مقصود ضربت شمشير ونيزه ، واز باب تغليب است ، ويا مقصود كفار زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه واله وسلّم وناكثين وقاسطين ومارقين بعد از آن حضرت است كه سينهء آنها زخم نيزه حضرت أسد اللّه عليه السّلام را داشت . حنظل : ميوهء بسيار تلخى است كه آنرا هندوانهء أبو جهل نامند وتثنيهء آن تنها براي تأكيد است ) .
( 44 ) . معنى دو بيت : پدرم شير خشمگينى بود ومانند شيران در طلب شكار حمله مىكرد وضربتهاى نيزه مىزد . سپس دشمنانش از جام پرخون وتلخ مرگ سيراب مىشدند .
( 45 ) . ( چون انتساب اين قسمت از رجز به حضرت حسين عليه السّلام دليل محكمى ندارد ، لذا تنها به ترجمهء پارهاى از لغات اكتفا مىكنيم ) .
( 46 ) . لجين : نقره .
( 47 ) . نيرين : ماه وخورشيد . در اين بيت صنعت تأييد كه از محسّنات معنوية علم بديع مىباشد ، به كار رفته است ؛ زيرا وجوب سپاس را معلق بر گردش ابدى ماه وخورشيد قرار داده است .
( 48 ) . زاهر : درخشان ، صاف .
( 49 ) . أصنام : بتها .
( 50 ) . أباد : هلاك كرد . أترفوا : سرمست مال شدند .
( 51 ) . اذعان : يقين وباور داشتن . خافقين : مشرق ومغرب ( كناية از تمام روى زمين ) .
( 52 ) . در اين بيت اشاره به خاتمبخشى حضرت أمير المؤمنين عليه السّلام شده است كه قرآن كريم در ( سورهء مائده ، آيهء 60 ) -