نبيّهم « 1 » . « 2 » [ بسند تقدّم عن عليّ بن الحسين عليه السّلام ]
هامش
( 1 ) - [ أضاف في مثير الأحزان ووسيلة الدّارين : « واللّه لا أجيبهم إلى شيء ( بشيء ) ممّا يريدون حتّى ألقى اللّه تعالى وأنا مخضّب بدمي » ، وفي مثير الأحزان إدامتها : « فسمعن بناته وأخواته كلامه ، فبكين ، وندبن ، ولطمن خدودهنّ ، وارتفعت أصواتهنّ ، فوجّه إليهنّ أخاه العبّاس وابنه عليّا وقال لهما : سكتاهنّ ، فلعمري ليكثر بكائهنّ » . وفي وسيلة الدّارين إدامتها : « ثمّ قال لهم : فلم تستحلّون دمي ؟ قالوا : بغضا وعدوانا لأبيك » ] .
( 2 ) - وخود از جا جست وبر شمشير تكيه داد وبه آواز بلند فرياد كرد وفرمود : « شما را به خدا ! آيا مرا مىشناسيد ؟ »
گفتند : « آرى ! تو زادهء رسول خدايى وسبط أو . »
گفت : « شما را به خدا ! مىدانيد جدّم رسول خداست ؟ »
« به خدا آرى . »
« به خدا ! مىدانيد مادرم فاطمه دختر محمّد است ؟ »
« به خدا آرى . »
« شما را به خدا ! مىدانيد كه پدرم علي بن أبي طالب است ؟ »
گفتند : « به خدا آرى . »
« مىدانيد جدّهام خديجة دختر خويلد ، أول زن اين أمت است ؟ »
گفتند : « به خدا آرى . »
گفت : « شما را به خدا ! مىدانيد سيد شهداء حمزه ، عموى پدر من است ؟ »
گفتند : « به خدا آرى . »
« مىدانيد ، جعفر طيّار در بهشت عمّ من است ؟ »
گفتند : « به خدا آرى . »
« شما را به خدا ! مىدانيد اين شمشير رسول خداست به كمرم ؟ »
گفتند : « به خدا آرى . »
« شما را به خدا ! مىدانيد اين عمامهء رسول خداست بر سر من ؟ »
« به خدا آرى . »
« شما را به خدا ! مىدانيد على در مسلمانى پيش از همه است ودر علم وحلم برتر از همه است وولى هر مؤمن ومؤمنه است ؟ »
« به خدا آرى . »
فرمود : « پس براي چه خون مرا حلال دانيد وبا آنكه پدرم فرداى قيامت بر سر حوض است ومردانى را از آن بر كنار سازد ، مانند شترانى كه از سر آب رانند وپرچم حمد روز قيامت به دست جدّ من است ؟ »
گفتند : « همهء اينها را مىدانيم واز تو دست برنداريم تا از تشنگى بميرى . »
حسين كه آن روز پنجاه وهفت سال داشت ، دست به محاسن خود گرفت وفرمود : « خشم خدا بر يهود -