( 2020 ) 20 - نامهء حضرت به زياد بن أبيه كه در بصره قائم مقام عبد اللَّه عباس بود ، ودر آن هنگام عبد اللَّه از جانب أمير المؤمنين ( ع ) حاكم شهرهاى بصره واهواز وفارس وكرمان بود
وَإِنِّي أُقْسِمُ بِاللَّهِ قَسَماً صَادِقاً - لَئِنْ بَلَغَنِي أَنَّكَ خُنْتَ مِنْ فَيْءِ الْمُسْلِمِينَ شَيْئاً صَغِيراً أَوْ كَبِيراً - لَأَشُدَّنَّ عَلَيْكَ شَدَّةً تَدَعُكَ قَلِيلَ الْوَفْرِ - ثَقِيلَ الظَّهْرِ ضَئِيلَ الْأَمْرِ وَالسَّلَامُ ( 57603 - 57575 )
[ لغات ]
( شدّة ) : حمله كردن ( وفر ) : مال ( ضئيل ) : كوچك وحقير
[ ترجمه ]
« من صادقانه به خدا سوگند ياد مىكنم كه اگر به من خبر رسد كه در بيت المال مسلمين چيزى اندك يا بسيار به خيانت برداشتهاى ، آن چنان بر تو سخت بگيرم كه تو را ، كم مايه وسنگين بار وناچيز وناتوان كند ، والسلام . »
[ شرح ]
( 57603 - 57537 ) زياد بىپدر ، پسر سميه است كه مادر أبى بكره نيز مىباشد ، وزنازادهء أبو سفيان است ، بعضي أوقات جزء أولاد أو خوانده مىشد بدون اين كه شرعا فرزندش باشد .
روايت شده است وقتي در بارهء پدر زياد از عايشه سؤال شد أو نخستين كسى بود كه وى را پسر پدرش ناميد . زياد ، در أوايل امر ، نويسندهء مغيرة بن شعبه بود ، وبعد نويسندهء أبو موسى وسپس نويسندهء ابن عامر وپس از آن ، منشى