تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 687

مساهمون:

ص٦٨٧
ابن عباس شده يك زماني هم با أمير المؤمنين بود وحضرت أو را والى فارس قرار داد ودر اين حال معاوية نامه‌اى به أو نوشت وتهديدش كرد ، زياد هم در پاسخ به معاوية چنين نوشت : آيا مرا تهديد مىكنى وحال آن كه ميان من وتو ، پسر أبو طالب قرار دارد ؟ به خدا سوگند اگر نزد من بيايى ضربت شمشير مرا سخت‌ترين چيز خواهى يافت ، اما ، پس از به شهادت رسيدن أمير المؤمنين ، معاوية أو را برادر خود خواند ، و ، والى بصره وأطراف آن قرارش داد وپس از مغيرة بن شعبه كه از ولايت كوفه برداشته شد ، زياد را بر بصره وكوفه حاكم كرد ، وأو نخستين كسى بود كه حكومت اين دو استان نصيبش شد . أمير المؤمنين ( ع ) با اين نامه ، زياد را از خيانتى كه ممكن است نسبت به أموال مسلمانان انجام دهد بر حذر داشته وأو را از عقوبت وكيفر آن در صورتي كه چنين خيانتى واقع شود بيم مىدهد واز اين عقوبت بطور كناية تعبير به حمله كرده وشدت آن را چنين بيان داشته است كه اين عقوبت ومجازات سه‌ام در پى خواهد داشت كه در اثر آن تمام كمالات دنيا وآخرت أو را نابود مىكند : 1 - نخست اين كه ثروت اندوختهء وى را مىگيرد ومبتلا به نقصان وكمبود مال مىشود . 2 - كم آبرو مىشود ، عبارت : ضئيل الامر ، كناية از همين معناست . اين دو امر ، مربوط به سلب كمال دنيوي است . 3 - بارهاى گناه پشت وى را سنگين مىكند . اين مطلب مربوط به از بين رفتن سعادت اخروى أو مىباشد . حال اگر اشكال شود كه سنگينى پشت وى زير بار گناه ، امرى است كه خود أو انجام داده نه اين كه عقوبت وكيفر امام ، آن را به وجود آورده باشد ، پاسخ آن است كه مجموع اين سه امر ، گرفتن مال ومقام همراه با سنگينى بار گناه ، يك حالت وموقعيت خطرناك براي أو ايجاد مىكند كه خودش باعث آن بوده وامام أو را از اين وضع بر حذر مىدارد ، اگر