تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 605

مساهمون:

ص٦٠٥
مانع شود از آن كه جرأت پيدا كنى تا خونهاى مردم را بناحق بريزى وآنان را از رعايت كردن حلال وحرام دور كنى ، پس سورهء فلق را بخوان وبه خدا پناه ببر از شرّ آنچه آفريده واز شرّ نفس حسودت آن گاه كه به حسد خود عمل كند . خدا دلت را مسدود كند وموى پيشانيت را بگيرد ودر توفيق تو شتاب كند كه من خوشبخت‌ترين مردم در اين أمور هستم . والسلام . » أمير المؤمنين در پاسخ اين نامهء معاوية ، نامهء مورد شرح وتفسير را با اضافاتى كه نقل مىشود مرقوم فرمود : اما بعد فقد اتتنى منك موعظه . . . بسوء را يك ، وپس از اين جمله‌ها كه در متن نهج البلاغة ذكر شده ، اين عبارات بوده است كه ترجمهء آن ذكر مىشود ، ونامه‌اى از تو آمده است كه بىشباهت به خودت نيست وهمين امر تو را بر آن داشت كه بر چيزى بتازى كه سزاوار تو نيست واگر نبود آگاهيم از حال تو ، واز آنچه رسول خدا در بارهء تو فرموده است ، كه ناگزير واقع شدني است ، همانا تو را موعظه ونصيحت مىكردم ، اما مىدانم كه موعظه‌ام در كسى كه استحقاق كيفرش حتمي است واز عذاب الهى بيمى ندارد نه بزرگوارانه ، به خدا اميدوار ونه بطور جدّى از خدا بر حذر است ، تأثيرى ندارد ، پس تو را در همان گمراهى وسرگردانى ونادانيت رها مىكنم ، اين تو ودنياي در گذر ، با آرزوهاى بر باد رفته‌ات ، كه خداوند عالم وقادر ، در كمين ستمكاران است ، بهوش باش كه من ، از آنچه پيامبر خدا در بارهء تو ، ومادر وپدرت فرموده است ، آگاهم . والسلام دليل بر آن كه اين نامهء شماره 7 ، پاسخ نامهء نخستين معاوية نيست آن است كه نامهء أول معاوية مشتمل بر پند وموعظه نبود كه حضرت در پاسخ از آن ياد كرده است ، اما مرحوم سيد رضى چنان كه عادتش بر رعايت نكردن اين أمور است قسمتى را كه در پاسخ نامهء أول است به اين نامه افزوده است . اكنون به شرح مورد سخن مىپردازيم :
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 605 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم