مغرور به آرزو دانست ، به اين دليل كه توجه به آرزوى دنيويش أو را از آخرت وآنچه كه به خاطر آن آفريده شده غافل كرده است وهمين غفلت ، انگيزهء خريد آن خانه شده ، وبهاى آن را خروج از عزّت قناعت ودخول در ذلت درخواست والتماس دانسته است زيرا خريد چنين خانه وپرداخت بهاى آن ، اين أمور را در پى دارد ، ودليل اين پىآمد آن است كه أصل آن خانه با توجه به حال شريح ، از نياز أو بيشتر بود ، وهر شخصي كه براي به دست آوردن ما زاد بر نياز خود اقدام كند ، از حد قناعت خارج مىشود ، به دليل اين كه قناعت عبارت است از راضى بودن واكتفا كردن بر مقدار ضرورت از مال وآنچه مورد نياز باشد ونيز پيش از اين دانسته شد كه لازمهء قناعت كم احتياجى به مردم وبىنيازى از آنها مىباشد وعزت قناعت ، به خاطر همين امر ، براي انسان حاصل مىشود . پس هر كس از قناعت خارج باشد از عزت آن هم بيرون ودر ذلت درخواست والتماس پيش مردم داخل است زيرا به اعتبار اين كه از قناعت خارج است نياز زيادى به مردم دارد ، وبدين علت در خوارى والتماس از مردم داخل خواهد بود .
هدف از اين تعبير آن است كه انسان را از افزون طلبي وبه دست آوردن ما زاد بر نياز دور دارد از آن رو ، كه لازمهء آن ، خوارى وذلت نياز به مردم است .
( 55802 - 55767 ) 6 - امام در نوشتن اين نسخه از سند خانه ، زيان غبن وغرامتى را كه لازمهء اين معامله است وبايد به مشترى پرداخت شود ، بر ذمه ملك الموت قرار داده است تا ديگر مشترى به فكر دريافت آن نباشد وبا توجه به اين كه همهء آرزوها با مرگ به نهايت مىرسد آرزويش را هم از دل بيرون برد ، وتنها از كالاى دنيا به اندازهء نياز اكتفا كند واز ملك الموت بطور كناية به اين عناوين ياد كرده است : تباه كنندهء كالبدهاى پادشاهان ، وگيرندهء جانهاى ستمكاران ، واز بين برندهء پادشاهى فرعونها ، با گرفتن جانهايشان ، واين كه عدهاى را به عنوان نمونه نام برده است كه مرگ به سراغ آنها رفته ، به علت اين است كه شريح را
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 588
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٥٨٨