[ شرح ]
( 55599 - 55555 ) منظور امام از اين سخنان آن است كه مخاطبش را از متاعهاى دنيا واعتماد به افزونيهاى آن باز دارد ، وپيش از آن كه شريح را توبيخ وسرزنش كند از أو نسبت به كارى كه انجام داده اعتراف مىگيرد چنان كه مىفرمايد : بلغني تا شهودا ، وفعل كان در قول شريح : قد كان ، تامّه است ( 55684 - 55608 ) وبا يادآورى مرگ ووعدهء آمدن آن كه مىآيد وأو را از اين سرا وبقيه تعلقات دنيا به بيرون كوچ مىدهد وتنها وبرهنه به قبرش مىسپارد ، أو را از دوستى دنيا وطلب كردن بر حذر داشته است وسپس أو را از ناخالص بودن بهايى كه در برابر خانه پرداخته است بيم مىدهد كه مبادا از راه حرام ورشوهگيرى در مقابل احكام ، به دست آورده باشد ، زيرا با فرا رسيدن قاصد مرگ دنيا از دستش مىرود ، وبه سبب گناهانى كه از حرامخوارى گريبانگيرش مىشود مبتلا به زيان اخروى ومحروم شدن از نعمتهاى بىپايان آن مىشود ، ابتعته واشتريته به يك معناست ، آن را خريدارى كردى ، وكلمهء أما بدون تشديد هم روايت شده است .
اين جا در سخن امام پرسشى پيدا شده است كه وقتي انسان به خانهاى كه بهايش يك درهم باشد رغبتي نكند به طريق أولى در مورد بالاتر رغبت ندارد ، پس چرا امام فرموده است در قيمت اين خانه به يك درهم وبيشتر از آن رغبت نخواهد كرد .
پاسخ دادهاند كه چون در هم در اين مقام كمترين چيزى است كه تملك مىشود منظور آن است كه اگر بخواهى آن را بخرى به هيچ نخواهى خريد چه جاى بالاتر كه أصلا جاى ذكر آن نيست ، در شعر متتبّى نيز تركيبي شبيه اين آمده است :
ومن جسدي لم يترك السقم شعرة * فما فوقها الا وفيها له فعل « 2 »
هامش
( 2 ) بيمارى در جسد من يك مو ، فرو گذار نكرده مگر آن كه اثرى در آن گذارده است تا چه رسد به بالاتر از يك مو .