تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 331

مساهمون:

ص٣٣١
است « 2 » » . بايد پيوسته به ياد مرگ بود زيرا باعث مىشود كه هر لحظه مرگ ومشقت‌هاى توانفرسايش جلو چشم انسان بوده باشد . ودر عبارت بعد غفلت آنان از مرگ را شگفت دانسته وبه طريق سؤال ، آنان را مورد سرزنش قرار داده است ، كه چرا غافلند ودر برابر مرگ امروز وفردا مىكنند ، مرگى كه از آنها غافل نيست وناگهانى مىرسد وهيچ مهلت به كسى نمىدهد . آن گاه براي بيشتر اهميت دادن به اين امر ، ديدن مردگان را در ميان خود بهترين سبب پند گرفتن مىداند ومىفرمايد : كفى واعظا بموتى عاينتموهم . . . فصرعتهم ، وبا بيان حال مردگان كه همه روزه در معرض ديد تمام افراد بشر مىباشند آنان را به ياد مرگ انداخته وخصوصيات چندى از آنان را كه هر يك مايهء عبرت آدمي است به قرار زير خاطر نشان فرموده است : 1 - به صورت ظاهر به حالت سواره بر دوش مردم به گورستانها حمل مىشوند ولى نه اين كه سواره بودن را خود برگزيده باشند . از اين رو محمولند نه راكب . 2 - به قبرها فرود آورده مىشوند نه آن كه با رضايت وقصد خود فرود آيند . وبا آن كه مدتها در دنيا بوده وبراي آبادي دنياي خود كوشيده وبه آن دل بسته بوده‌اند اكنون چنان دست از اين جهان كشيده ورفته‌اند كه گويا هرگز در دنيا نبوده وهميشه آخرت جايگاه آنان بوده است . كه بدون كسب هيچ خيرى بكلى چشم از اين عالم پوشيده وبراي ابد در سراى ديگر استقرار دارند . 3 - خصوصيت ديگرى كه براي اين مردگان بيان فرموده آن است كه منزلهاى دنيا وراههاى آن را كه اقامتگاههاى آنها بوده ، اكنون رها كرده‌اند . 4 - وجايگاهى را كه قبلا از آن وحشت داشته ومىرميدند يعنى قبر كه نخستين منزل عالم آخرت است هم اكنون در آن أقامت گزيده‌اند . 5 - به دنيايى دلبسته ومشغولند كه از آن جدا شده‌اند ، نفسي كه سألها
هامش
( 2 ) قال ( ص ) : إكثروا من ذكر هادم اللّذات .
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 331 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم