هامش
- سماحت هيچ قرني وقرينى نيست . »
حسين عليه السّلام حجاج بن مسروق جعفى را كه از قبيلهء أو بود ، فرمان كرد كه : « برو وعبد اللّه حر را به نزد ما دعوت كن . »
حجاج برفت وعبد اللّه را از دعوت حسين عليه السّلام آگهى داد . عبد اللّه گفت : « مرا أبو عبد اللّه از بهر چه كار طلب مىكند ؟ »
حجاج گفت : « از بهر آنكه أو را نصرت كنى وبا دشمنان أو رزم زنى وبر زخم شمشير ونيزه شكيب نمايى واگر شهادت نصيب تو شود ، اجر جزيل يأبى . »
عبد اللّه گفت : « من از پيش دانستم كه حسين را با كوفيان مقاتلت خواهد رفت ، من از كوفه بيرون شدم تا اگر أو كشته شود ، در ميان قاتلان أو نباشم . اى حجاج ! دانسته باش كه كوفيان دنياي فانى را به نعيم جاودانى برگزيدند ومحبت خاندان نبوّت را به عطاى ابن زياد به باد دادند . مرا با ايشان ساز مؤالفت نبود ونيروى مخالفت نيز نداشتم . ناچار از ميان ايشان هجرت كردم ودر كنارى نشستم تا خداوند چه خواهد وقضا چه راند . »
حجاج باز شد ودر حضرت امام صورت حال را بازگفت . امام حسين عليه السّلام فرمود : « نيكو آن است كه من خود عبد اللّه را ديدار كنم واقامهء حجت فرمايم . »
پس برخاست وبه سوى سراپردهء عبد اللّه روان گشت . عبد اللّه چون اين بديد ، پذيره را بدويد وآن حضرت را در جايى نيكو فرود آورد ودر برابر أو ايستاده شد . امام حسين عليه السّلام فرمود : « بزرگان شما به سوى من مكاتيب متواتر كردند كه من به سوى ايشان سفر كنم وبر ذمت نهادند كه دقيقهاى از شرايط جانبازى فرونگذارند ودر كار جهاد كمال مجاهدت معمول دارند . اكنون مىشنوم كه پشت با حق كردند وباطل را بر حق برگزيدند . تو اى عبد اللّه ! نيك دانستهاى كه هر خير وشرى را پاداش وكيفرى است وهر گفتار وكردارى را در قيامت بازپرسى است . امروز تو را به نصرت خويشتن دعوت مىكنم . اگر أجابت فرمايى ، فرداى قيامت مصطفى را از خود شاد خاطر خواهى يافت . »
عرض كرد : « اين معنى مقرر است وهركس تو را أطاعت كند وبر متابعت تو قدم زند ، جنت جاويد بهره يابد ، لكن مردم كوفه از نصرت تو دست بازداشتهاند ورايت مخالفت افراشتهاند ولشكرهاى يزيد از حوصلهء حساب افزون است . لا بد بر أصحاب تو ظفر خواهند جست وغلبه بهرهء ايشان خواهد گشت . در چنين مصاف چون حرب ديدار كريه بنمايد ، از من كه يك تنم چه آيد ؟ خواستارم كه مرا معاف دارى واين أسب ماديان كه ملحقه نام دارد وهيچ سواري گرد آن را چاك نزده واين شمشير كه از دندان شير كارگرتر است ، از من به خدمتي بپذيرى . »
حسين عليه السّلام فرمود : « من به طلب أسب وشمشير ، تو را ديدار نكردم ؛ بلكه خواستم به موافقت من موفق شوى ودر آن سراى رستگار آيى . در راه خداى بذل جان بايد كرد وما را به دنبال مال حاجت نيست .
همانا از رسول خدا شنيدم كه فرمود : آنكس كه فرياد أهل بيت من بشنود وداد ندهد ، خداوند أو را به روى در آتش افكند . » -