تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 827

مساهمون:

ص٨٢٧
( 48229 - 48220 ) أمير مؤمنان ( ع ) پس از بيان برتريهاى اسلام ، به لزوم بزرگداشت وپيروى ، وهمچنين به اداى حقوق آن سفارش مىكند ، واداى حقوق اسلام بدين صورت ميسّر است كه با اعتقاد به شرف ومنزلت آن ، واين كه اسلام انسان را به بهشت خداوند مىرساند به احكام آن عمل شود ، وجايگاه آن حفظ گردد ، جايگاه اسلام بدون شكّ دل است نه تنها زبان وشعارهاى ظاهري . ( 48249 - 48232 ) پس از اين به ذكر فضايل پيامبر ( ص ) كه به اين دين الهى برانگيخته شده مىپردازد ، تا يكايك نعمتهاى خداوند را به آنها يادآورى فرمايد ، وبراي اين كه شرف وبرترى پيامبر ( ص ) را به آنها گوشزد سازد ، نخست أوضاع وأحوال دنيا را در هنگام بعثت بيان مىكند ومىفرمايد : 1 - انقطاع دنيا نزديك شده وآخرت ونشانه‌هاى آن رو آورده بود . ما اين گفتار امام ( ع ) را در آن جا كه فرموده بود : ألا وإنّ الدّنيا قد أدبرت وآذنت بوداع ( آگاه باشيد دنيا پشت كرده ، وبدرود را گوشزد مىكند ) توضيح داده‌ايم ، وخلاصه اين است كه احتمال دارد مراد به پايان رسيدن دنيا واز ميان رفتن آن بطور كلّى باشد وهم ممكن است مقصود خاتمه يافتن دنياي هر يك از امّتها وفرا رسيدن آخرت آنها به سبب مرگ وانقراض آنهاست ، واژه إطّلاع چنان كه پيش از اين گفته شده استعاره است . ( 48254 - 48250 ) 2 - خرّمى وشكوه دنيا پس از درخشندگى تاريك شده بود ، منظور از اين سخن تابش أنوار پيامبران پيشين وروشنى شرايع واحكام آنهاست ، ومراد از تاريكى آن در هنگام بعثت پيامبر ( ص ) كهنگى وتباهى آثار اين پيامبران است . ( 48259 - 48255 ) 3 - دنيا مردم خود را دچار سختى ساخته بود ، جمله قامت بأهلها على ساق كناية از اين است كه دنيا سختيهايش را پديدار ساخته ، وفتنه‌ها را ميان مردم آن برانگيخته بود ، واشاره به گسيختگى نظام اجتماع عرب وجنگها وغارتگريهايى است كه در ميان آنان متداول وآنها را در آستانه نابودى قرار داده بود . ( 48263 - 48260 ) 4 - بستر دنيا خشن وناهموار شده بود ، اين سخن اشاره به عدم آرامش و