اين است كه اين طايفه مانند درختان ، داراى ميوه وشاخهاند كه شاخههاى آنها أنبيا ورسولان ، وميوه آنها علوم وكمالات نفساني است .
2 - واژه « مشكاة » براي فرزندان إبراهيم ( ع ) استعاره شده است ، وجهت مشابهت اين است كه پيامبران از ميان فرزندان إبراهيم ( ع ) برخاستهاند ، واز خانههاى آنان أنوار نبوّت وهدايت سر برآورده وتابيده است همچنان كه نور چراغ از مشكات كه جايگاه آن است مىتابد .
3 - واژه « ذؤابة » ظاهرا اشاره به قريش است ، ووجه مشابهت اين است كه قريش مانند گيسوان كه از سر آويزان است خود را به شاخههاى شرف وبلندى مرتبه پدران خود آويختهاند .
4 - « سرّة البطحاء » اشاره است به اين كه خداوند پيامبر ( ص ) را از برترين خاندانهاى مكّه برگزيده است .
5 - واژه « مصابيح » نيز استعاره براي پيامبران است ، ووجه مشابهت آشكار است ، سابقا نيز بطور مكرّر ، آنان به مصابيح ظلمات جهل تعبير شدهاند ، يعنى پيامبران در تاريكيهاى جهالت وناداني همچون چراغها هستند .
6 - واژه « ينابيع » استعاره است ، ووجه مشابهت اين است كه همان گونه كه آب از چشمهها فوران مىكند دانش وحكمت نيز از پيامبران ريزش دارد .
نيز از اين خطبه است :
طَبِيبٌ دَوَّارٌ بِطِبِّهِ قَدْ أَحْكَمَ مَرَاهِمَهُ - وَأَحْمَى مَوَاسِمَهُ يَضَعُ ذَلِكَ حَيْثُ الْحَاجَةُ إِلَيْهِ - مِنْ قُلُوبٍ عُمْيٍ وَآذَانٍ صُمٍّ - وَأَلْسِنَةٍ بُكْمٍ - مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ - وَمَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ لَمْ يَسْتَضِيئُوا بِأَضْوَاءِ الْحِكْمَةِ - وَلَمْ يَقْدَحُوا بِزِنَادِ الْعُلُومِ الثَّاقِبَةِ - فَهُمْ فِي ذَلِكَ كَالْأَنْعَامِ السَّائِمَةِ - وَالصُّخُورِ الْقَاسِيَةِ - قَدِ انْجَابَتِ السَّرَائِرُ لِأَهْلِ الْبَصَائِرِ - وَوَضَحَتْ مَحَجَّةُ الْحَقِّ لِخَابِطِهَا - وَأَسْفَرَتِ السَّاعَةُ عَنْ وَجْهِهَا - وَظَهَرَتِ الْعَلَامَةُ لِمُتَوَسِّمِهَا - مَا لِي أَرَاكُمْ أَشْبَاحاً بِلَا أَرْوَاحٍ - وَأَرْوَاحاً بِلَا أَشْبَاحٍ - وَنُسَّاكاً بِلَا صَلَاحٍ - وَتُجَّاراً بِلَا أَرْبَاحٍ - وَأَيْقَاظاً نُوَّماً - وَشُهُوداً