( فرات ) : آب گوارا .
( نهل ) : اولين آشاميدنى هنگام ورود به آبشخور .
( جدد ) : زمين هموار .
( سرابيل ) : پيراهن ، زيرپوش .
( منار ) : نشانهها ، علامتها .
( غمار ) : جمع غمره ازدحام مردم وهجوم براي آب وغير آن .
( عشوات ) : جمع عشوه : دست زدن به كارى بدون علم وآگاهى .
( غشوه ) : پرده .
( مبهمه ) : امرى كه مورد اشتباه باشد .
( معضلات ) : سختيها .
[ ترجمه ]
« اى بندگان خدا ، محققا دوستترين بنده ، در نزد خدا ، آن بندهاى است كه پروردگار أو را در مبارزه با هواي نفس يارى كرده ، پس حزن واندوه را به دليل دور ماندن از أصل خويش شعار خود كرده است ، ورداى ترس از خداوند را بر تن كرده است . بدين سبب چراغ هدايت ورستگارى در قلبش روشن شده است .
جايگاه ضيافت ومهمانى را براي روزى كه بدان جايگاه وارد شود آماده كرده روز قيامت را كه دور پنداشته مىشد ، نزديك وسختيهاى دنيا را آسان مىدانست ، چون به ديده عبرت در همه چيز مىنگريست بينا شد وبدين سبب كه فراوان به ياد خدا بود ، وجز أو مؤثرى را در عالم وجود باور نداشت از آب گواراى معرفت سيراب شد وراه رسيدن به سرچشمه فضيلت بر أو آسان گرديد از شراب شوق خدا سرمست واز آب شرين وخوشگوار ومناجاتش شاداب گرديد وراه مستقيم هدايت را در پيش گرفت ؛ هواهاى نفساني را كه همچون پيراهن ، تن أو را فرا گرفته بود ، كند وبدور افكند . وبجز اندوه وصال محبوب ( خدا ) همهء غمها را از خود دور كرد . از كورى جهل وناداني بيرون آمد واز رفاقت أهل هوا وهوس دورى كرد .
بدين سبب راهنما وكليد درهاى هدايت وسدّ كننده درهاى گمراهى شد . راه حقيقت را شناخت وآن را بخوبى پيمود ، نشانههاى حقيقت را بوضوح دريافت ، واز بديها ومشكلاتى كه بدانها گرفتار آمده بود بيرون رفت . به استوارترين حلقهها ومحكمترين ريسمانها ( قرآن وعترت ) چنگ زد . بنا بر اين نور يقين وحقيقت مانند روشنايى خورشيد بر أو نمايان وآشكار است . نفس وجان خود را در مهمترين