تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 465

مساهمون:

ص٤٦٥

[ ترجمه ]

امام ( ع ) خطاب به آن مرد چنين فرمود : « آيا پندار تو اين است كه مردم را به ساعت سعدى هدايت مىكنى ، كه هر كس در آن سفر كند بديها از أو دور شود ومىترسانى از ساعتي كه هرگاه در آن به مسافرت رود . ضرر ببيند ؟ ! هر كس كه تو را در اين ادّعا تصديق كند قرآن را تكذيب كرده است . ( قرآن نسبت علم غيب را به خدا داده مىفرمايد : در آسمانها وزمين هيچ‌كس جز خدا علم غيب نمىداند ) ودر دستيابى به مقصود ودفع مكروه وناپسند براي خود نيازى به كمك ويارى خداوند نمىبيند . تو انتظار دارى ، كسى كه به فرمانت عمل كند . به عوض پروردگارش تو را سپاس گويد ؟ ! زيرا به گمانت تو أو را به ساعتي راهنمايى كرده‌اى كه در آن به نفعي رسيده واز ضررى أيمن شده است . » پس از اين بيانات رو به مردم كرده فرمود : « اى مردم از علم ستاره‌شناسى وآموختن نجوم پرهيز كنيد ، مگر به اندازه‌اى كه شما را در صحرا ودريا هدايت وراهنمايى كند زيرا آموختن نجوم سرانجام شما را به كهانت وغيب‌گويى مىكشاند . منجّم مانند كاهن وكاهن همچون ساحر وجادوگر وجادوگر به منزلهء كافر ، وجايگاه كافر آتش دوزخ است . با ياد ونام خدا به سوى سفر حركت كنيد . كه پيروزى با ماست »

[ شرح ]

( 12197 - 12162 ) روايت شده است كه اشاره كنندهء به اين موضوع ، شخصي بنام عفيف وبرادر أشعث بن قيس بود كه بدان هنگام ، علم نجوم مىآموخته است . آنچه از راز حكمت نبوي در نهى از آموختن علم نجوم تاكنون روشن شده است دو امر است بشرح زير : 1 - آموزندهء علم نجوم بدان شديدا سرگرم مىشود وبسيارى از شنوندگان به دستورات وپيشگوييهاى منجّم اعتماد پيدا مىكنند واز آنچه به گردش سيّارات نسبت داده مىشود ترسان شده ويا بدان دل مىبندند . در اين رابطه از توجّه به خدا بازمانده نظرشان را گردش ستارگان به خود جلب مىكند . در انجام
شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 465 | ابن ميثم البحراني / محمدى مقدم