تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 327

مساهمون:

ص٣٢٧
مىكند ، وآرزوى هلاكت ونيستى آنها را به سبب كلام اهانت آميزشان دارد . وپس از آن خوارج را سركوفت زده پيشنهاد آنها را كه حضرت بايد به كفر خودش شهادت داده وسپس توبه كند ، به صورت طرح سؤال انكارى كه نمايانگر خطا واشتباه آنان در پيشنهادشان مىباشد ، رد مىكند ؛ زيرا خواست آنها گواهى دادن حضرت بر كفر خودش بود ، واين اشتباه است ؛ چه اين كه شهادت انسان بر عليه خودش به كفر وگمراهى ، انحراف از حق ، وهدايت نيافتن به راه خداست ، با اين كه امام ( ع ) از اوّل مؤمنين ، وراه يافتگان به خدا بود . ( 10344 - 10322 ) بعد از اين نفرين حضرت خوارج را به دو امر آگاه مىسازد . وبه طريق زير : 1 - چون بر اثر اين مخالفت مورد خشم وغضب امام واقع مىشوند . پس لازم است كه هر چه زودتر به سوى حق باز گردند ، واز راهى كه رفته‌اند ، منصرف شده از تفرقه دست بردارند . 2 - خبر غيبى كه در باره آينده آنها داده است كه به چه ذلّت وخوارى دچار وگرفتار شمشيرهاى برّانى خواهند شد . اين فرموده حضرت كناية است از كشتار خوارج پس از آن بزرگوار كه بوسيلهء مهلّب بن أبي صغرة « 1 » وجز أو صورت گرفت . اين خبر را حضرت به منظور بازگشت وجذب آنها به سوى حق بيان فرموده‌اند تا تحت تأثير فريبكاريهاى غير قرار نگيرند . امام ( ع ) با بيان اين عبارت : « استبدادي كه ستمگران در بارهء شما ( خوارج ) سنّت قرار مىدهند » ، اشاره فرموده‌اند ، به آنچه سلاطين وكارگزاران ستمگرشان در بارهء خوارج پس از آن بزرگوار اعمال داشتند ، مانند گرفتن ماليات ، غنايم جنگى ، هتك حرمت وجز آن . نفرين حضرت در بارهء آنها تحقّق يافت پس از شهادت آن امام همام ،
هامش
( 1 ) خوارج در زمان امارت عبد اللّه زبير در أطراف بصره شورشى بر پا كردند ، وبه وسيلهء مهلّب بن بنى صغرة سركوب شدند ، شرح مفصل آن را بايد از كتب تاريخ ونهج البلاغهء ابن أبي الحديد تحقيق كرد .